و يعمل بالمتأخر من الجعالتين و لو جعل لفعل فصدر عن كل واحد بعضه فللجميع الجعل و لو صدر عن كلّ واحد فلكلّ واحد جعل و لو جعل للردّ من مسافة فردّ من بعضها فله بالنسبة .
و القول قول المالك فى عدم الجعل و فى تعيين المجعول فيه و فى القدر فيثبت فيه الاقل من اجرة المثل و المدّعى و فى عدم السعى .
شرح
8 - اگر مالك دو جعاله در طول هم قرار دهد فى المثل بار اوّل بگويد : هر كس گمشده مرا بيابد و نزد من آورد هزار تومان پاداش دارد و كسى اقدام نكند و دوباره بگويد : هر كس گمشدهء مرا بياورد دو هزار تومان به او مىدهم و بدنبال آن كسى برود و عمل را به انجام برساند همين جعالهء دوّم به گردن مالك مستقر مىشود .
9 - اگر جعاله را براى عملى قرار دهد كه بايد گروهى در آن فراهم آيند و هر كدام يك گوشهء كار را بگيرند مثل اينكه سنگ بزرگى را از سر راه مردم بردارند در اينجا مزدى كه تعيين شده ميان همهء كارگران مساوى است و اگر كارى است كه هر يك به تنهائى مىتوانند انجام دهند مانند آنكه درختى آبيارى كنند و چند درخت موجود باشد و بگويد : هر كس درختى را آبيارى كند مثلًا صد تومان مىدهم چنانچه چند نفر اقدام كرده و هر كدام درختى را سيراب كنند به هر يك بايد آن مزد تعيين شده را بدهند .
10 - اگر مالك بگويد هر كس گمشده مرا از فلان مسافت مثلًا سر چهار فرسخى بياورد فلان مبلغ پاداش دارد چنانچه كسى گمشده را از كمتر از آن مسافت يافت و آورد مثلًا از سر يك فرسخى در اينجا به همان نسبت از مال الجعاله استحقاق دارد كه در مثال مذكور مبلغ را حق دارد .
11 - اگر مالك و عامل نزاع كنند به اين صورت كه مالك منكر اصل جعاله شود و بگويد من چنين كارى را نخواسته بودم و عامل بدون درخواست من انجام داده ولى عامل مدّعى جعاله شود چنانچه مدّعى بيّنه بياورد قول او مقدم است و گرنه