شرح
است ؟ طبق فتواى جماعتى از ايقاعات است ولى به فتواى علّامه از عقود است با حفظ اين مقدّمه وارد احكام مىشويم :
1 - جعاله از عقود است و نيازمند ايجاب و قبول است امّا ايجاب آن كه از سوى جاعل صورت مىگيرد چنين است : من ردّ عبدى فله كذا يا بگويد من فعل كذا فله كذا پس ايجاب صريح لازم است چون تا انشاى لفظى نكند كسى از ما فى الضمير او آگاه نمىشود و امّا قبول لفظى لازم نيست قبول فعلى هم كفايت مىكند يعنى همينكه فردى ايجاب را شنيد و اقدام كرد و گمشدهء او را آورد او مستحق مال الجعاله مىشود .
2 - جعاله بر هر عملى كه شرعاً مباح و عرفاً داراى منفعت مقصود و معتد بها عند العقلاء باشد صحيح است هر چند كه عمل مجهول باشد يعنى اندازهء كار و مشقّت عامل مضبوط نباشد مانند يافتن گمشده كه معلوم نيست چقدر به طول خواهد انجاميد .
3 - هرگاه جاعل ، عوض را با جنس و اوصاف و مقدار ، معيّن و مضبوط گرداند پس از عمل بايد همان مبلغ را به عامل بدهند و اگر معين نكرده بلكه همين قدر گفته باشد عوض و پاداش خواهم داد بايد به مقدار اجرة المثل بپردازد مگر در مورد شتر گمشده و بندهء فرارى و گريخته از مولى كه اگر عامل هر كدام از آن دو را در خود شهر جاعل بيابد و نزديك مالك آورد عوض هر كدام يك دينار به او مىدهند خواه معادل اجرة المثل باشد يا كمتر و يا بيشتر و اگر در خارج شهر آنها را يافته و نزد مالك آورد عوض هر كدام چهار دينار به يابنده تعلق مىگيرد پس اين دو مورد از آن قانون كلّى مستثنا است و شايد اجرة المثل در آن وقت همين مبلغ معين بوده و پس خلاف قاعده و يك حكم تعبدى نخواهد بود .