تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 211
الفصل السابع في المهر و هو عوض البضع و تملكه المرأة بالعقد و يسقط نصفه بالطلاق قبل الدخول و لو دخل قبلا او دبراً استقرّ . معلوم شود كتابيه است يا شرط كنند كه زن بلند قامت باشد يا فربه باشد و يا نازكاندام و كمر باريك باشد و . . . و كشف خلاف شود در تمام اين صور خيار تخلف شرط دارند كه تفصيل آنها را بايد از كتب مفصّله جويا شد . فصل هفتم : مهريّه يا كابين زنان قال اللَّه تعالى : وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً « نساء / 4 » . هفتمين بحث پيرامون مهريه زنان است : مهر يا صداق عبارتست از مالى كه شوهر در قبال حق تمتع از زن مىپردازد و در شرع اسلام نكاح بدون مهر نيست مگر آنكه زن مهريهاش را به شوهر ببخشد و حتى اگر مهر معين نكنند هم باز قهراً ثابت مىشود و حتى اگر در ضمن عقد شرط كنند كه هيچ مهرى نباشد چنين شرطى فاسد و خلاف شرع بوده و ملغى است . اينك احكام مهر يا صداق : 1 - به مجرّد اينكه عقد ازدواج منعقد شد زن مالك مهريه مىشود و دينى است به گردن مرد كه عند المطالبة بايد به خانمش بپردازد . 2 - هرگاه مرد پيش از آميزش همسرش را طلاق دهد نصف مهريه ساقط مىشود و اگر فسخ كند به يكى از عيوب كل مهريه ساقط مىشود و اگر بعد از دخول طلاق دهد چه دخول از پيش يا از پشت كل مهريّه مستقرّ مىشود و بايد مرد به زن بپردازد . 3 - قانون كلى : هر آن چيزى كه مسلمان مىتواند مالك آن شود صحيح است كه در باب ازدواج آن را مهريه قرار دهند چه عينى از اعيان باشد مثل خانه باغ