و لو اشترى جزاءً من زوجته بطل العقد و لم تحل بالتحليل على قول و لو اعتقت الامة كان لها فسخ النكاح و يجوز جعل العتق مهراً لمملوكته اذا قدم العتق او النكاح على خلاف و ام الولد رق لا يجوز بيعها مع وجوده الّا فى ثمن رقبتها اذا لم يكن غيرها و تنعتق بموت المولى من نصيب الولد
شرح
عقد كند حكم اين است كه حدّ شرعى بر مرد نيست ، مهريه را بايد بدهد ، و متقابلًا مولاى كنيز بايد فرزندانى را كه از راه اين نكاح به عمل آمدهاند به پدر آنها و صاحب نطفه تسليم كند چون اولاد به تبع پدرشان آزاد هستند ولى چون در رحم كنيز او پرورش يافتهاند و مولاى كنيز اذن نداده بود حق دارد قيمت فرزندان را مطالبه كند و اگر مطالبه كرد بايد پدر فرزندان بپردازد .
[ نظير سرزمينى كه ملك غير است و شخص ديگر بدون اجازه آنجا را كشت كرده كه الزرع للزارع و لو كان غاصباً ولى چون زمين غير را اشغال كرده و مانع از استيفاء مالك شده بايد متناسب با آن اجرتى به مالك ارض بپردازد ] .
آنگاه اگر پدر مالدار است بايد به فوريت بپردازد و اگر فقير است بايد تلاش و جديّت كند و از عهده برآيد .
8 - در تمام فروض قبلى اگر دخول حاصل شده باشد مهريه بر عهدهء مولاى عبد است اگر زوج عبد است و يا خود زوج اگر حرّ باشد ثابت مىگردد ولى اگر آميزشى صورت نگرفته مهريهاى هم در كار نيست .
9 - هرگاه زن آزادى خويشتن را به حبالهء نكاح مرد بندهاى در آورد چنانچه وى علم داشته به رقيت شوهر و بدون اجازهء مولا هم دست به چنين ابتكارى زده مهريهاى به او تعلق نمىگيرد و فرزندى هم كه با اين ازدواج درست مىشود بردهء مولى خواهد بود ولى اگر زن جاهل بوده به اين امر و به گمان اينكه مرد آزاد است تن به ازدواج با او داد در اين صورت فرزندى كه منعقد شده حر خواهد بود و ملحق