و ثبت لمولى الامة مهر امته و يستقر بالدخول و لو لم يأذنا فالولد لهما و لو اذنا فالولد لهما و لو اذن احدهما فالولد للآخر و لو كان احد الزوجين حرّاً فالولد مثله ما لم يشترط المولى الرقية و لو تزوج الحر الامة من دون اذن المولى عالما فهو زان و الولد رق و لو كان جاهلًا سقط الحدّ دون المهر
شرح
الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ . . .« نساء / 25 » .
در اين فصل پيرامون احكام ازدواج غلامان و كنيزان بحث مىشود :
1 - عبد و امه شرعاً و عرفا حق ندارند بدون اذن صاحبان و موالى خويش ازدواج كنند و اگر غلام است براى خويش همسر اختيار كند و يا كنيز براى خود شوهر اختيار كند و اگر چنانچه يكى از آن دو بدون اذن قبلى مولى اقدام به ازدواج نموده نكاحش فضولى بوده و متوقّف بر اجازه بعدى مولايش خواهد بود اگر اجازهء كرد صحيح و گرنه باطل مىشود .
2 - اگر مولاى عبد به غلامش اذن در نكاح داده و وى اقدام به ازدواج كرد در اين صورت عقد ازدواج صحيح است و بدنبال آن آثار شرعيه دارد از قبيل اينكه بر مولى فرض است كه مهريّه همسر غلامش را بپردازد [ اگر حرّه است به خود زن و اگر امه است به مولاى او ] و نيز بر او است كه مخارج همسر غلامش را تأمين كند .
3 - مهريه به سبب آميزش غلام با زوجهاش [ حرّه يا امه ] بر گردن مولى مستقر مىشود و وى ضامن است و بايد بپردازد .
4 - اگر غلام و كنيزى با هم ازدواج كردند و از آنها فرزندى به وجود آمد حكم ولد چيست ؟ چند صورت دارد :
الف : هيچكدام از مولاى عبد و امه به اين ازدواج اذن نداده بودند در اين صورت ولد از آن هر دو خواهد بود و هر كدام در نصف شريكند بطور مشاع .
ب : هر دو مولى به اين ازدواج راضى بوده و اذن داده بودند در اين فرض هم ولد ملك هر دومى شود .