وطيها و لمسها و النظر اليها بشهوة ما دامت فى حباله و ليس لاحد الشريكين وطئ المشتركة بالملك و بالتحليل يجوز و يجب على مشترى الجارية استبراؤها و لو اعتقها
شرح
كند سپس عتق و حق آن است كه آزادى و ازدواج هر كدام متوقف بر ديگرى است و بدون يكى از آنها ديگرى صحيح نيست [ همانند مالكيت بايع و مشترى نسبت به ثمن و مثمن كه چون مبادله كالا به كالا يا به پول است تمليك و تملك از هر سوى متوقف بر سوى ديگر است ] .
14 - ام ولد يعنى كنيزى كه از مولاى خود فرزند دار شده مملوك است ولى فروختن آن جائز نيست مگر در يك صورت و آن اينكه : وى را نسيه خريدارى كرده باشند و هنوز قيمت او را نداده باشند و مال ديگرى هم نباشد كه به عنوان قيمت او داده شود در اينجا مىتواند كنيز را در جهت بهاى خودش مصرف كرد .
15 - امّ ولد از نصيب فرزندش آزاد مىشود و اگر سهم فرزند وافى به عتق كامل او نباشد خودش بايد در آزادسازى باقيمانده خويش بكوشد .
16 - هرگاه كنيزى را كه مولايش او را به عقد مردى درآورده به ديگرى بفروشد مشترى حق الخيار فسخ دارد و مىتواند نكاح وى را فسخ كند و از شوهرش جدا سازد . البته اعمال خيار فسخ فورى است يعنى اگر فوريت بعد از خريدن اقدام به فسخ كرد اثر دارد و گرنه نه و متقابلًا اگر شوهر اين كنيز هم غلام باشد مولاى آن چنين حقى دارد كه پس از فروش كنيز به مشترى نكاح عبدش را فسخ كند .
17 - همچنين اگر غلام را مولايش فروخت مشترى حق دارد به فوريت نكاح او را باطل كند و اگر زن او كنيز باشد صاحب كنيز هم حق فسخ دارد .
18 - اگر مشترى كنيز بعد از خريدن آن ، نكاحش را فسخ كرد چنانچه پيش از آميزش بوده مهريهاى در كار نيست و اگر نكاحش را اجازه دهد و هنوز دخول