و عليه قيمته يوم سقوطه حيّا و لو ادعت الحرّية فكذلك و على الاب فكّ اولاده و يلزم المولى دفعهم اليه و لو عجز سعى فى القيمة و مع عدم الدخول لا مهر و لو تزوجت الحرة بعبد عالمة فلا مهر و الولد رق و مع الجهل حرّ و لا قيمة و على العبد المهر يتبع به بعد العتق مع الدخول و لو زنى الحرّ او المملوك بمملوكة فالولد لمولاها
شرح
ج : يكى از دو مولا [ چه مولاى عبد يا امه ] اذن داده بود ولى ديگرى اذن نداده بود در اين فرض فرزند از آن كسى است كه اجازه نداده است .
5 - هرگاه يكى از دو نفر زن يا شوهر آزاد باشند شرعاً فرزند هم آزاد خواهد بود و جانب حريّت غلبه پيدا مىكند مگر در صورتى كه مولاى بنده شرط كند كه فرزندى كه متولد مىشود برده باشد كه در اين صورت از شرط او متابعت مىشود و المؤمنون عند شروطهم [ البته در اينكه چنين شرطى اساساً صحيح است يا فاسد و بر فرض فساد شرط آيا مفسد عقد هم هست يا نه بايد از كتب مفصله جويا شد ] .
6 - اگر مرد آزادى بدون اجازهء مولا با كنيزى ازدواج كند چنانچه علم به رقيّت داشته و اقدام كرده اين مرد شرعاً زنا كار محسوب شده و محكوم به آن احكام است و فرزندى هم كه از اين راه منعقد شود برده و مال مولى خواهد بود ولى اگر جاهل بوده كه اين زن كنيز است و به گمان اينكه حرّه است با او ازدواج كرد در اين صورت حدّ زنا كار بر او ثابت نمىشود و ساقط است [ تدرء الحدود بالشبهات ] ولى مهريّهاى را كه تعيين كرده بايد بپردازد و چون فرزند هم ملحق به پدر مىشود و حرّ است و در حكم منفعتى است كه اين مرد از آن مولى تلف كرده باشد لذا قيمت فرزند را هم بايد بدهد [ البته حرّ كه قيمت ندارد پس چگونه قيمت او را بدهد ؟ بايد اين گونه حساب كنيم كه اگر اين شخص عبد يا امه بود چقدر قيمت داشت حالا همان مبلغ را بپردازد ] و قيمت را بايد قيمت روز ولادت قرار دهند .
7 - هرگاه كنيزى مردى را فريب دهد و مدعى شود كه آزاد است و مرد او را