حلّ له وطيها بالعقد من غير استبراء و لا بد لغيره من عدة الحرة و لو حلّل امته على غيره حلت له و لو كان لمملوكه و لا يحلّ غير المأذون و ينعقد الولد حرّاً .
شرح
صورت نگرفته مهريه كنيز به مشترى مىرسد كه مالك ثانى است نه به مالك اوّل و اگر پس از دخول اجازه كند مهر به مالك اول تعلق مىگيرد .
19 - هرگاه عبدى بخواهد همسرش را طلاق دهد اختيار طلاق بدست خود عبد است نه بدست و اختيار مولى البته بعضى گويند اين هم بدست مولى است چون قرآن فرموده :ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍو مىگويند الطلاق شىء . . .
20 - هرگاه غلام و كنيزى كه با هم ازدواج كردهاند هر دو مملوك يك مولى باشند مالك حق دارد آنها را از هم جدا كند و نكاحشان را هرگاه كه بخواهد فسخ كند .
21 - بر مولائى كه كنيزش را به شوهر داده حرام است كه خود با كنيزش مباشرت كند و يا استمتاعات ديگر ببرد از قبيل لمس [ دست ماليدن به بدن او ] و نگاه كرده به شهوت و اين حرمت تا زمانى كه كنيز در قيد نكاح مرد باشد همچنان ادامه دارد .
22 - هرگاه كنيزى مشترك ميان دو يا چند نفر باشد و هر كدام سهمى از وى را مالك باشند بر هر كدام از شركاء آميزش با اين كنيز حرام است مگر در فرض تحليل [ خواهد آمد ] .
23 - خريدار كنيز بعد از خريدن و پيش از آميزش بايد او را استبراء كند يعنى به مدت يك حيض درنگ كند و بعد از طهارت از حيض مباشرت كند .
24 - و اگر مشترى او را آزاد كند سپس به عقد خويش در آورد استبراء لازم نيست و اگر براى ديگر عقد كند بايد زن عدّهء حره را نگاهدارد .