تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ولاية تصرف كالاب و لو انتفت صحت فى اخراج الحقوق عنه و لو اوصى باخراج بعض ولده من الميراث لم يصحّ .
شرح
خيرات ديگر چنانچه به آن اندازه عبدى يافت مىشود بايد خريده و آزاد كنند و اگر يافت نمىشود بايد منتظر بمانند تا يافت شود و اگر مأيوس شدند على القاعده به وارث بر مىگردد و امّا اگر مقدار تعيين شده بيش از مصرف و قيمت يك عبد باشد باز مقدار زيادى به وارث بر مىگردد . 55 - هر كس بر ديگرى ولايت دارد مثل پدر و جد پدرى كه بر فرزندان و نوادگان ولايت دارند مىتوانند پس از مرگ براى آنها قيّم و سرپرست تعيين كنند و كسى كه ولايت ندارد نمىتواند مثلًا قيّم حق ندارد قيم ديگر معين كند مگر باذن پدر يا جدّ پدرى ولى مىتواند وصى معين كند براى اجراى مصارف وصيت . 56 - اگر وصيت كند كه يكى از وارثان را از ميراث خارج سازند صحيح نيست . در خاتمه : در روايات بسيارى نهى شده از اينكه انسان همه مال خود را صرف خيرات كند و وارث را تهيدست گذارد حتى در حال صحت و سلامتى و در آيات قرآن بدان اشاره شده آنجا فرموده :يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَو پيغمبر به يكى از اصحاب فرمود : اگر مال خود را براى فرزندان باقى گذارى كه محتاج نباشند بهتر است تا آنها را بىچيز رها كنى و نيازمند مردم باشند . آرى اسلام كه آن هم تأكيد بر وصيت و رساندن خيرات به مردم دارد از اين طرف هم افراط را جايز نمىداند و خير الامور اوسطها . و در روايت عمران بن حصين از پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آمده : مردى شش بنده داشت و غير آن هيچ ، همه را در مرض موت آزاد كرد و پيامبر ( ص ) آن را اجازه نداد و ميان بندگان قرعه زد و دو بنده را آزاد كرد و چهار بنده براى وارثان نگاهداشت و اين حديث را شيعه و سنى نقل كرده‌اند .