و هى واجبة و لا بد فيها من ايجاب و قبول و يكفى الاشارة و الكتابة مع قرينة
شرح
است ادا كند مانند قضاء نمازها و روزههاى فوت شده و پرداخت كفاراتى كه به گردن انسان آمده و نيز هر آنچه از حقوق الناس به گردن او است از قبيل بدهكاريها و ضمانتها و . . . همه را به صاحبانش برگرداند و اگر براى خود او مقدور نيست كه اين حقوق را ادا كند واجب است كه وصيت كند تا پس از مرگش اين اموال را به صاحبانش برساند و اگر از ورثه خائف است كه انكار كنند يا اهمال نمايند بايد شاهد هم بر اين وصيتها بگيرد و نيز اگر خمسى - زكاتى - ضمانت يا ديه يا ارش جنايتى و دينى و . . . به گردن او است وصيت كند كه همهء اينها را انجام دهند و نيز واجبات بدنيهاى كه دارد از قبيل نمازها و روزهها وصيت كند كه پس از مرگ از اموالش بدهند و كسى اجير شود و اين اعمال را انجام دهد و خلاصه سبكبال به ديار باقى بشتابد و در آنجا سر افكنده نباشد با حفظ اين مقدمه وارد در بيان احكام مىشويم :
1 - وصيت كردن بر كسانى كه حقى از حقوق الناس و يا حقوق الهى به گردن او است واجب است تا ورثه آن حقوق را ادا كنند و در غير اين صورت وصيت كردن مستحب است و در روايات آمده كه : انسان هميشه بايد وصيتنامه داشته باشد .
2 - وصيت از جملهء عقود است و هر عقدى محتاج به ايجاب و قبول است و ايجاب آن عبارتست از : اوصيت لفلان بكذا و كذا يا افعلوا بعد وفاتى كذا و كذا يا لفلان بعد وفاتى كذا و كذا و قبول آن هر آن چيزى است كه دالّ بر رضايت موصى له داشته باشد اعمّ از قولى باشد كه بگويد : قبلت و يا فعلى باشد مثل اينكه موصى به را بگيرد و در آن تصرّف كند .
[ البته درباره حقيقت وصيت اختلاف است بعضى گويند : حقيقت وصيت همان ايصاى است كه كار موصى است و قبول در ماهيت آن دخالتى ندارد بلكه