مات الساكن قبله انتقل الحق الى ورثته مدة حياته و لو لم يعين كان للمالك اخراجه متى شاء
شرح
1 - هر كدام از سكنى و عمرى از معاملاتى است كه محتاج به ايجاب و قبول و قبض است و اينها شروط صحت هستند .
2 - هيچ يك ازاينگونه معاملات ناقل ملك از مالك به ديگرى نيست بلكه تا مال باقى است در ملك واگذاركننده است و پس از گذشتن مدت معيّنه دوباره رقبهء مال آزاد شده و به ملك خود مالك يا وارثان او بر مىگردد .
3 - در هر كدام از اين معاملات چنانچه مدت معيّنى را ذكر كنند از عقود لازمه مىشود و تا نهايت آن زمان هيچ كدام حق فسخ ندارند چه مدت را به زمان و سال و ماه معين كنند و چه به عمر يك طرف محدود كنند حتى اگر مالك قبل از به پايان رسيدن اين مدت بميرد .
4 - در باب عمرى اگر مالك بگويد : اين خانه را به تو واگذار مىكنم كه مادام العمر يعنى تا زنده هستى از آن استفاده كنى چنانچه پس از مدتى شخصى كه ساكن منزل است و به او واگذار شده مرد اين قرار داد فسخ مىشود و عمرى باطل مىشود .
و اگر بگويد : اين منزل را به تو واگذار مىكنم كه تا من زنده هستم از آن استفاده كنى چنانچه پس از مدتى مالك بميرد باز عقد باطل مىشود و خانه به وارثان او برمىگردد و اگر در اين صورت قبل از مالك ، ساكن منزل بميرد حق سكناى منزل به ورثهء او منتقل مىشود و تا مدت حيات مالك آنها حق انتفاع دارند .
5 - و اگر سكناى منزل را به كسى واگذار كرد ولى مدت زمانى را معين نكرد اين قرارداد جايز مىشود و مالك هر زمانى كه بخواهد مىتواند ساكن را از منزل خود بيرون كند .