تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
من الاصل و لو اقر باثنين فتناكرا لم يلتفت الى تناكرهما و لو اقر به اولى منه ثم به اولى من المقر له فان صدّقه دفع الى الثالث و الّا الى الثانى و يغرم للثالث و لو اقر الولد به آخر ثم اقرا بثالث و انكر الثالث الثانى كان للثالث النصف و للثانى السدس و لو كانا معلومى النسب لم يلتفت الى انكاره الثالثة : يثبت النسب بشهادة عدلين لا برجل و امراتين و لا برجل و يمين و لو شهد الاخوان بابن للميت و كانا عدلين كان اولى منهما و يثبت
شرح
يكى مىگويد هم زيد برادر من است و هم بكر ، تركه ميت را كه در دست او است سه قسمت مىكنند و به هر يك مىدهند هر چند زيد منكر بكر و بكر منكر زيد بوده و هر كدام طالب نصف تركه باشند . اگر يك وارثى اقرار كند كه وارث ديگرى در رتبهء قبل از او هست و بعد هم اقرار كند كه وارثى نزديكتر از مقر له نيز وجود دارد مثلًا خود اين شخص در طبقهء سوم ارث است ولى اقرار مىكند كه وارثى در طبقهء دوّم وجود دارد سپس اقرار مىكند كه وارثى در طبقهء سوّم وجود دارد حكم اينست كه كل تركه ميت را از مقر گرفته به مقر له اوّلى يعنى وارث طبقه ثانيه مىدهند و بعد بايد مقر براى مقر له دوّم يعنى وارث طبقهء اول غرامت بكشد البته اين در صورتى است كه مقر له اوّلى او را تصديق نكند كه ميت وارث طبقه اول دارد ولى اگر تصديق كرد كلّ تركه را به وارث طبقه اول مىدهند و ديگر غرامت نمىكشد و اگر پسر ميت اقرار كند كه ميت پسر ديگر هم دارد و باز هر دو اقرار كنند كه ميت فرزند سوم هم دارد امّا فرزند سوّم دوّمى را انكار مىكند در اينجا اوّلى كل تركه را مىبرد و دوّمى و سوّمى يعنى نصف كل تركه را مىبرد البته اگر دو برادر اوّلى نسبت آنها به ميّت معلوم باشد ديگر انكار سوّمى ارزشى نخواهد داشت . و بالجمله در فرض مذكور وارث دوم و سوم حجتى بر وارث بودن خود ندارند