تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و التنجيز و هى جائزة من الطرفين و لو عزله الموكل بطل تصرفه مع علمه بالعزل و تبطل بالموت و الجنون و الاغماء و تلف متعلقها
شرح
2 - در وكالت قبول قولى لازم نيست بلكه قبول فعلى هم كفايت مىكند و منظور از قبول فعلى انجام عملى است كه به او واگذار شده . 3 - از آن رهگذر كه وكالت از عقود جايزه است موالات در آن شرط نيست بلكه اگر وكيل با فاصله هم وكالت را قبول كند كفايت مىكند . 4 - عقد وكالت مانند ساير عقود بايد منجّز باشد يعنى معلّق بر چيزى نباشد چه بر صفت و چه شرط [ سابقاً اين دو اصطلاح معنى شد ] پس اگر بگويد : اذا قدم زيد وكلتك فى كذا يا اذا جاء رأس الشهر انت وكيلى باطل است . 5 - عقد وكالت از عقودى است كه از هر دو سو جايز است پس وكيل مىتواند خود را عزل كند چه در حضور موكل و چه در غيبت آن و موكل نيز حق دارد او را عزل كند . 6 - هرگاه موكل وكيل را عزل كند تا زمانى كه خبر عزل به گوش او نرسيده تصرفاتش نافذ است و از لحظه‌اى كه از عزل خود مطّلع شد كليه تصرّفات او باطل مىشود [ و به تعبير بهتر فضولى و متوقف بر اجازه مالك مىشود ] . 7 - قرارداد وكالت به امورى چند باطل مىگردد : الف : به سبب مرگ وكيل يا موكل و لو وكيل از مرگ او خبر نداشته . ب : به واسطهء عروض جنون بر هر يك از وكيل و موكّل [ در جنون اطباقى مسأله اجماعى است و در جنون ادوارى احوط چنين است ] . ج : به واسطهء حالت اغماء و بيهوشى هر يك از وكيل يا موكل . د : به واسطه تلف شدن متعلق وكالت مثلًا وكيل شود در فروش فلان خانه يا حيوان و قبل از اقدام آن مال نابود شود .