تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
براى من نامه نوشته بودى و سخن از جامه لطيف پوشيدن و زندگى آسوده به ميان آورده و كنايه زده‌اى . انباشتن شكم من بيش از آنچه براى حفظ رمق باشد بر من حرام است تا آنگاه كه رگهاى گردن كشندگان عثمان را همچون شكافتن پوستهاى دباغى نشده با تيغهاى تيز نشكافم . اما نرمى و مدارا چه بسيار دور است مگر همان دقت و نگرانى كه شخص مواظب بايد براى غافلگير ساختن به كار برد . همانا كه ما هر چند تظاهر به مدارا مى كنيم هنوز نيت واقعى ما آشكار نشده است و خون را جز خون پاك نمى كند . ننگ مايه كاستى و ناتوانى مايه زبونى است . مگر ممكن است قاتلان عثمان از زندگى مرفه بهره‌مند شوند و آب سرد گوارا بياشامند و حال آنكه هنوز واديهاى خوف و گردنه‌هاى دشوار را نپيموده‌اند و هنوز با نگرانى عهد و پيمانى نبسته‌اند اگر چنين شد مرا پسر پدرم عقبه مى دانيد . چنان جنگى براى ايشان بر پا خواهم كرد كه زنان باردار بار خويش سقط كنند . فاصله ميان ما و تو بسيار است و ما در آبشخور مرگ درآمده‌ايم . من بر جان خويش براى مرگ پايبند زده‌ام همان گونه كه به شتر پايبند مى زنند تا نگريزد و بايد قاتل عثمان را بكشم يا عثمان دوم شوم [ همچون او كشته شوم ] و گمان نمى كردم با ترسى كه از استوار شدن حكومت اين قوم دارم كار تو تا اين حد باشد . و در انتهاى نامه نوشت : « خواب بر من حرام است اگر براى گرفتن انتقام خون پسر مادرم از بنى علات اقدام نكنم . . . » يعلى بن اميه براى معاويه چنين نوشت : اى بنى اميه ، ما و شما همچون سنگ هستيم كه بدون ملاط بر يكديگر قرار نمى گيرد و چون شمشيريم كه بدون ضربه زننده چيزى را نمى برد . نامه‌ات كه حال و خبر آن قوم را نوشته بودى رسيد . اگر آنان عثمان را همچون گوسپند شاخ خورده به كارد آمده كشتند ، همانا كشنده او همچون شترى كه براى قربانى مى برند كشته خواهد شد . آن بانو كه من پسرش هستم بر من بگريد اگر درباره خون عثمان تنبلى و كوتاهى و سستى كنيم ، مگر آنكه گفته شود ديگر رمقى در من باقى نمانده است ، كه من پس از كشته شدن عثمان زندگى را تلخ مى بينم . اگر آن قوم آماده شبروى و كارزارند من هم آماده‌ام . اما اينكه نوشته‌اى آنان آهنگ گرفتن اموال مرا دارند ، مال آسان ترين چيزى است كه از دست مى دهم به شرط آنكه قاتلان عثمان را به ما تسليم كنند و اگر از اين كار خوددارى كنند من آن مال را در راه