تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
نخواهد كرد و از چيزهايى كه به او نرسد پاسخى نخواهد داد . و در آن صورت تو دست يازنده و او درنگ كننده خواهد بود و تو عيبجو و او خاموش به حساب خواهد بود ، و اگر اعتراض مى كنى و مى گويى او در مقام و منصبى نشسته است كه من سزاوارتر از اويم تو به آن كار نزديك شده بودى ، ولى خودت به دست خويش و به پاى خود بر سر خويش چنين آوردى كه در گذشتهء نزديك به سوى ايشان رفتى - يعنى در شورى شركت كردى - و پنداشتى آنان طوق خلافت را زيور گردن و انگشترى آن را زيور انگشت تو خواهند كرد و از پى تو گام بر خواهند داشت و سعادت خود را در تو خواهند ديد و خواهند گفت : ما را از تو چاره‌يى نيست و نمى توانيم از تو به ديگرى عدول كنيم . و اين از اشتباهات بزرگ و خطاهاى تو بود كه هيچ عذرى در آن مورد از تو پذيرفته نيست . اينك كه به دست خويش كاخ خود را ويران ساخته‌اى و راى و نصيحت عموى خود را در بيابان انداخته‌اى تا باد آن را چون خس و خاشاك به اين سو و آن سو برد ، بهترين و دور انديشانه‌ترين كار را كه مصلحت است انجام بده . با اين مرد ستيز و جدل مكن و نبايد اخبارى از تو به او برسد كه او را بر تو خشمگين سازد ، كه اگر او به تو دندان نشان دهد ، ياران بسيارى خواهد داشت و اگر تو با او ستيز كنى جز زيان نخواهى ديد و به چيزى جز زبونى نخواهى رسيد . و توجه داشته باش چه كسى در شام طرفدار اوست و چه بسيار كسانى كه اينجا بر گرد اويند و فرمانش را اطاعت مى كنند و سخن او را انجام مى دهند . مبادا به مردمى كه گرد تو مى گردند فريفته شوى كه مدعى دوستى تو و محبت نسبت به تو هستند ، كه آنان يا دوستان جاهل و يا ارباب حاجت و همنشينان هستند كه فقط روياروى و در همان مجلس رعايت حرمت مى كنند . آرى اگر مردم هم نسبت به تو همان گمان را داشتند كه تو نسبت به خوددارى ، حكومت از آن تو مى بود و زمام كار در دست تو ، ولى اين سخنى است كه از آن روز كه رسول خدا بيمار شد از دست بشد و چون آن حضرت رحلت فرمود سخن گفتن دربارهء آن حرام گرديد . اينك بر تو باد تا از كارى كه رسول خدا ( ص ) تو را براى آن در نظر گرفت ولى به انجام نرسيد كناره‌گيرى كنى . خودت هم چند بار براى رسيدن به آن اقدام كردى و درست نشد ، و هر كس با روزگار در افتد مغلوب مىشود و آن كس كه بر چيز ممنوعى حرص ورزد به رنج مى افتد . با وجود اين به عبد الله سفارش كرده‌ام از تو اطاعت كند و او را به پيروزى از تو بر انگيخته‌ام ، و