مقايسه كرد كه خوراك روزانهء خود را نمى يابد و بر فرض كه بيابد آن را به خود اختصاص نمى دهد و فقر شعار اوست ، در همين مورد گفته شده است : فقر شعار مومن است ، و خداوند متعال به موسى فرموده است : « اى موسى ، چون فقر را ببينى كه مى آيد ، بگو : درود و خوشامد بر شعار نيكوكاران . » و هم در حديث آمده است : « فقيران پانصد سال پيش از توانگران وارد بهشت مى شوند » و پيامبر ما كه درود خدا بر او و خاندانش باد عرضه مى داشت : « بار خدايا ، مرا در زمرهء فقيران محشور فرماى . » و به همين سبب خداوند محمد ( ص ) را فقير مبعوث فرمود و با فقير بسيار شاد و كامياب بود و چنان رنج تنگدستى و دشوارى گرسنگى را تحمل فرمود كه سنگ بر شكم خود مى بست ، و همين فضيلت فقر را كفايت است كه در دين خدا براى هر كس كه بر آن صبر كند فضيلت است ، و دنياجويان طالب فقر نيستند كه فقر با احوال دنيا و مردمش سازگار نيست و شعار مردم آخرت است .
اما اينكه جاحظ پنداشته است طاعت و فرمانبردارى على از اين جهت بوده است كه عزت او وابسته به عزت محمد ( ص ) و خاندانش بوده است و طاعت ابوبكر چنين نبوده است ، اين راه را براى جاحظ مى گشايد كه بگويد جهاد حمزه و عبيدة بن حارث و هجرت جعفر به حبشه هم به همين سبب بوده است ، بلكه مىتواند بگويد حمايت مهاجران از پيامبر ( ص ) هم به همين سبب بوده است كه دولت ايشان در پناه دولت محمد ( ص ) و حكومت آنان وابسته به يارى دادن آن حضرت بوده است و اين كار منجر به الحاد مىشود و دروازهء زندقه را مى گشايد و به طعنه زدن به اسلام و پيامبرى كشيده مىشود .
جاحظ گويد : بر فرض كه آنچه را مى خواهند بپذيريم و فضيلت خفتن در بستر را همچون فضيلت مصاحبت در غار قرار دهيم ، ديگر فضائل ابوبكر معارضى نخواهد داشت .
شيخ ما ابو جعفر ، كه خدايش رحمت كناد ، گويد : ما برترى فضيلت خوابيدن در بستر پيامبر ( ص ) را به هم صحبتى در غار بيان كرديم و براى هر كس كه داد دهد واضح است و اينك تاكيدى ديگر را كه در مباحث گذشته نگفتهايم بيان مى كنيم و مى -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦٠