قطع شدن برخى از اعضاى خود مصون و كاملا سالم بماند مگر خداوند متعال به پيامبر خويش نفرموده است : « آنچه را كه از سوى پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكنى رسالت او را تبليغ نكردهاى و خداوند تو را از مردم در پناه قرار مىدهد » با وجود اين دندانهاى او شكست و پيشانى او دريد و هر دو پايش زخمى و خون آلوده شد و اين بدان جهت است كه حفظ و عصمت فقط از كشته شدن بوده است و همينگونه مكروه و ناخوشايندى كه على عليه السلام از آن در امان بوده است و بر فرض درستى سخن جاحظ كشته شدن است و بس .
از اين گذشته ، به جاحظ گفته خواهد شد : در اين صورت براى همراه بودن ابوبكر با پيامبر ( ص ) در غار نيز فضيلتى نخواهد بود ، زيرا به نقل قرآن مجيد پيامبر ( ص ) به او فرمود « اندوهگين مباش كه خداوند با ماست » ، و هر كس كه خدا با او باشد بدون هيچ ترديد از هر بدى و نا خوشايندى در امان است . و چگونه ادعا مى كنى كه هيچكس نقل نكرده است كه پيامبر ( ص ) به ابوبكر در مورد توقف در غار چنين فرموده باشد : هر پاسخى كه جاحظ در اين مورد بدهد همان پاسخ ما هم خواهد بود .
اضافه بر اين به او مى گوييم : اين اعتراضى كه تو طرح كردهاى شامل حال پيامبر هم مىشود ، زيرا خداوند متعال او را وعده فرموده است كه دين او آشكار خواهد شد و پيروزى از اوست و بنا به ادعاى تو ، او هم در قبال تحمل آن همه ناخوشايند و آزارى كه ديد نبايد پاداشى دريافت فرمايد ، زيرا يقين به سلامت و پيروزى پيدا فرموده است .
جاحظ مى گويد : هر كس منكر اين باشد كه ابوبكر همدم رسول خدا ( ص ) در غار بوده است بدون ترديد كافر شده است ، زيرا نص قرآن را منكر شده است ، وانگهى دقت كن كه در اين گفتار خداوند متعال كه مى فرمايد : « همانا خداوند با ماست » ، چه فضيلتى براى ابوبكر نهفته است كه او شريك پيامبر در همراه بودن خداوند با آن حضرت و فرو فرستادن آرامش بوده است ، و بسيارى از مردم مى - گويند : اين آيه مخصوص به ابوبكر است ، كه او به سبب رقت طبع بشرى كه گرفتار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٧