مومنان فرو فرستاد » . اما موضوع مصاحبت بر چيزى جز رفاقت و همراه بودن دلالت ندارد و همين كلمه گاه براى موردى كه ايمان ندارد نيز استعمال شده است ، آنچنان كه خداوند متعال فرموده است « مصاحب و دوست او در حالى كه با او گفتگو مى كرد ، گفت : آيا به آن كسى كه تو را از خاك آفريده است كافر شدى . » و ما هر چند معتقد به اخلاق ابوبكر و ايمان صحيح او و فضيلتش هستيم ، ولى به آنچه جاحظ از دلايل سست احتجاج كرده است احتجاج نمى كنيم و به آنچه كه موجب شود مطاعن و زيركيهاى شيعه دامنگير ما شود استدلال نمى كنيم .
جاحظ مى گويد : بر فرض كه خفتن در بستر پيامبر ( ص ) فضيلت باشد ، كجا قابل مقايسه با فضائل ابوبكر در مكه است ، از آزاد كردن بندگانى كه شكنجه مى - شدند و انفاق اموال و فراوانى افرادى كه به دعوت او مسلمان شدند ، با در نظر گرفتن فرقى كه ميان اطاعت جوان كم سن و سالى كه عزت او در گرو عزت سالارش مى باشد ، با اطاعت پير مردى سالخورده و خردمند كه عزت و سالارى او وابسته به دوست و عشيره خودش نيست وجود دارد .
شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : در مورد فراوانى افرادى كه دعوت كسى را پذيرفتهاند فضيلت آن به كسانى كه دعوت را پذيرفتهاند بر مى گردد ، نه به آن كس كه آنان را دعوت كرده است و براى مثال مى دانيم افرادى كه دعوت حضرت موسى عليه السلام را پذيرفتند بيشتر از افرادى هستند كه دعوت حضرت نوح عليه السلام را پذيرا شدند و حال آنكه ثواب نوح ( ع ) به مناسبت صبر او در قبال دشمنان و تحمل اخلاق نكوهيده و سركشى آنان بيشتر است .
اما آنچه در مورد انفاق مال گفته است ، كجا مى توان سختى و محنت توانگر را با سختى و محنت بى نوا مقايسه كرد ، و كجا مى توان اسلام كسى را كه با ثروت و دولت مسلمان شده است و اگر گرسنه شود هر چه خواهد مى خورد و اگر خسته شود سوار مىشود و اگر برهنه ماند جامه مى پوشد و به هر حال به توانگرى و مال خويش تكيه دارد و در سختيهاى دنيا از ثروت خود بهرهمند مىشود ، و با اسلام كسى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٩