داشته و گوشهنشين و خواهان خلوت بوده و در كوه حرا گسسته از همگان مى گذرانده است و على عليه السلام همچون پيرو و شاگردى براى آن حضرت بوده است . و چون على به حد بلوغ رسيد و فرشتگان به حضور پيامبر آمدند و او را به پيامبرى مژده دادند ، على را به اسلام فرا خواند و او با كمال دقت و شناخت دلائل و معجزات دعوت رسول خدا را پذيرفت . بنابر اين چگونه جاحظ مى گويد كه اسلام على چنان نبوده كه مستعد براى آن باشد و اگر قرار باشد كه اسلام على از اسلام ديگران فضيلت كمترى داشته باشد ، آن هم به اين سبب كه پيش از دعوت به اسلام در مورد تعبد و خداپرستى با رسول خدا تمرين مى كرده است ، بايد طاعت و عبادت بسيارى از مكلفان افضل و برتر از اطاعت و عبادت پيامبر ( ص ) و ديگر معصومان باشد ، زيرا به عقيدهء عدلى مذهبان - معتزله - عصمت عبارت از لطف ويژه خداوند است كه هر بندهيى به آن اختصاص يابد ، مرتكب كار قبيح نمى شود و هر كس به اين لطف مخصوص گردد طاعت و عبادت بر او آسانتر است و طبق سخن جاحظ لازم است كه پاداش و اجرا او كمتر از ثواب كسى كه بدون چنان لطفى طاعت و بندگى مىكند ، باشد .
از اين گذشته چگونه جاحظ مى گويد كه اسلام على ( ع ) از اسلام ديگران ناقص تر است و حال آنكه در خبر صحيح آمده است كه على ( ع ) روز سه شنبهيى مسلمان شد كه روز پيش از آن - يعنى دوشنبه - پيامبر به رسالت مبعوث شده است و كسى كه حال او چنين باشد - در آن فاصلهء اندك - دلايل و حجتهاى رسالت چندان به گوش او نرسيده و معجزات پيامبرى را چندان مشاهده نكرده است و زمان چنان طولانى نبوده است كه اندوه ترك آيين و سنگينى تكليف را از دوشش برداشته باشد ، بلكه بدين گونه فضل او و حسن انتخاب او براى خودش آشكارتر مىشود كه در حال بلوغ و پس از ستيز كوتاهى با انگيزههاى نفسانى مسلمان شده است و پس از شنيدن آن مسلمانى خود را به تأخير نينداخته است .
وانگهى ، جاحظ در كتاب عثمانيه خود مى گويد : ابو بكر پيش از آنكه مسلمان شود شخصى نام آور و معروف و سالار بوده است . گروه بسيارى از مردم مكه پيش او جمع مى شدند ، شعر مى خواندند و در مورد تاريخ و اخبار مذاكره مى كردند و به بادهنوشى مى پرداختند . و ابو بكر دلائل پيامبرى و براهين پيامبران را شنيده و به سرزمينهاى بسيارى سفر كرده بود و اخبار كاهنان و حيلهگريهاى جادوگران را مى - شناخته و اخبار ايشان به او رسيده بوده است . بنابراين كسى كه احوالش اينچنين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٣٩