تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نشانه‌هاى نبوت را مى ديده و در منزل وحى مى زيسته است و براهين براى او آشكارتر بوده و گرفتاريها در قلب او كمتر خلجان داشته است و معلوم است كه به ميزان سختى و مشقت فضيلت و پاداش بزرگتر و بيشتر است . ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : سزاوار است اشخاص منصف اين فصل را بدقت بنگرند و در گفته‌هاى جاحظ و ابو بكر اصم در يارى دادن عثمانيان و كوشش آن دو در كاستن قدر فضائل على عليه السلام دقت كنند كه چگونه مى خواهند از ارزش آن بكاهند . گاهى مى خواهند معنى آن را باطل سازند و گاه مى - خواهند انگيزه‌ها و اسبابى فراهم آوردند كه از منزلت آن بكاهند و با اين فريب سازى و داستانسرايى آميخته با سجع خويش هيچكارى از پيش نمى بردند . و اگر دقت كنى خواهى دانست كه فقط الفاظ بدون معنى درهم بافته است كه بر آن رنگ ستيز و گرفتارى آشكار است ، و گرنه چگونه ممكن است كه حيله و مكر حسود و ستيز و دشمنى عيب گيرنده براى كسى كه قدرش از هرگونه نقصى منزه است و فضائلش از پرتو خورشيد تابناكتر اثر بگذارد و اين سخن جاحظ كجا مىتواند با دلائل آسمانى و براهين انبياء پهلو بزند كه هر كوچك و بزرگ و هر دانا و نادان كه نام على عليه السلام را شنيده و چگونگى مبعث پيامبر ( ص ) را دانسته باشد به خوبى مىداند كه على در سرزمين اسلام متولد نشده و در دامن ايمان پرورش نيافته است و پيامبر ( ص ) او را در سال قحطى و گرسنگى كه على ( ع ) هشت ساله بوده است پيش خود برده است و على هفت سال همراه پيامبر بوده است و پس از آن جبرئيل رسالت را به او ابلاغ كرده است . پيامبر ( ص ) در آن هنگام على را كه بالغ و داراى عقل كامل بوده به اسلام فرا خوانده است و او پس از مشاهدهء معجزه و اعمال نظر و انديشه مسلمان شده است . و اينكه در سخن على ( ع ) آمده است كه هفت سال پيش از همهء مردم نماز گزارده است ، منظورش همان فاصله ميان هشت تا پانزده سالگى خويش بوده است و بديهى است كه در آن مدت نه پيامبر ( ص ) مدعى پيامبرى بوده و نه كسى را به اسلام دعوت مى فرموده است . پيامبر ( ص ) بر مبناى آيين ابراهيم عليه السلام و دين حنيف ، خدا را پرستش مى فرموده است و از مردم كناره‌گيرى