تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مى داشتند و مردم را بر دشنام و ناسزا گفتن و لعن كردن آنان بر منابر وا مى داشتند و همواره از شمشير خون علويان فرو مى چكيد و شمارشان اندك و دشمنشان بسيار بود در آن مدت علويان يا كشته و اسير بودند يا گريزان و سرگردان و خوار و زبون و بيمناك مواظب خويشتن . حتى كار به آنجا كشيد كه به فقيه و محدث و قاضى و متكلم تذكر داده مى شد و آنانرا به سختى بيم مى دادند و تهديد مى كردند كه نبايد چيزى از فضائل علويان بر زبان آورند ، و به هيچكس اجازه نمى دادند گرد ايشان بگردد و چنان شد كه محدثان در چنان تقيه‌يى قرار گرفتند كه چون مى خواستند از على عليه السلام حديثى نقل كنند با كنايه و بدون تصريح به نام او نقل مى كردند و مى گفتند : مردى از قريش چنين گفت و مردى از قريش چنين كرد ، و نام او را بر زبان نمى آوردند . وانگهى به خوبى مى بينيم كه همهء نقيض گويان در نقض فضائل شخص على عليه السلام كوشش كرده‌اند و هر گونه حيله سازى و تأويلات نا درست را موجه دانسته‌اند ، اعم از خارجيان از دين بيرون شده و ناصبيان كينه‌توز و افراد به ظاهر پايدار ولى گنگ و زبان بسته و ناشيان ستيزه‌گر و منافقان دروغگو و عثمانيان حسود در آن مورد اعتراض ها كرده و طعن ها زده‌اند ، و چه بسيار معتزليانى كه با وجود دانستن مبانى و شناخت موارد شبهه و مواضع طعن و انواع تأويلات در جستجوى چاره براى باطل كردن مناقب على و تأويل نادرست از فضائل مشهور او بر آمده‌اند . گاه آنها را به چيزهايى كه احتمال داده نمى شود تأويل كرده‌اند و گاه با مقايسه كردن با موارد ديگر خواسته‌اند از قدر و منزلت آن بكاهند ، و با وجود همهء اين كارها فضائل او همواره بر قوت و رفعت خود و وضوح و روشنى فزونى گرفته است . و مى دانى كه معاويه و يزيد و مروانيانى كه پس از آن دو بودند در تمام مدت پادشاهى خودشان ، كه بيش از هشتاد سال طول كشيده است ، از هيچ كوششى در وا داشتن مردم به دشنام دادن و لعن كردن و پوشيده نگهداشتن فضائل و مناقب و سوابق او خوددارى نكردند . خالد بن عبد الله واسطى از حصين بن عبد الرحمان ، از هلال بن يساف ، از عبد الله بن ظالم نقل مىكند كه مى گفته است : چون با معاويه بيعت شد مغيرة بن شعبه خطيبانى را بر پا داشت كه على عليه السلام را لعن كنند . سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل مى گفت : آيا اين مرد ستمگر را نمى بينيد كه به لعن كردن مردى از اهل بهشت فرمان مىدهد .