تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
و براى جلب محبت همگان بهتر است و موجب رضايت مخالف هم مىشود و آن اين است كه بگوييم : قبول مى كنيم كه آنان همگى باهم مسلمان شده‌اند و آنچنان كه شما مى پنداريد اخبار در مورد اسلام هر يك از ايشان برابر و يك اندازه است و هيچيك از دو طرف اين قضيه بر ديگرى برترى ندارد و ما با قبول اين مسأله با استدلال به آنچه در حديث وارد شده است و به آنچه پيامبر ( ص ) در مورد او نسبت به غير او روشن ساخته است به امامت او حكم مى كنيم . گويند : از جمله چيزها كه در مورد تقدم اسلام ابو بكر روايت شده است ، روايتى است كه ابو داود و ابن مهدى از شعبة ، و ابن عيينة از جريرى از ابو هريره نقل مى كنند كه ابو بكر خود مى گفته است : من به خلافت از همهء شما سزاوارترم . مگر من نخستين كس نيستم كه نماز گزارده است . عباد بن صهيب از يحيى بن عمير از محمد بن منكدر نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرموده است : « خداوند مرا به هدايت و دين حق مبعوث فرمود و براى همهء مردم . گفتند : دروغ مى گويى و ابو بكر گفت راست مى گويى . » يعلى بن عبيد روايت مىكند كه مردى پيش ابن عباس آمد و از او پرسيد : چه كسى نخستين مسلمان از ميان مردم است ابن عباس گفت : مگر اين سخن - شعر - حسان بن ثابت را نشنيده‌اى كه مى گويد : « هرگاه مى خواهى شادى و كار پسنديده‌يى از برادرى مورد اعتماد به ياد آورى ، برادر خود ابو بكر را به آنچه انجام داد ياد كن . نفر دومى و پيروى كننده پسنديده ديدار و نخستين كس از مردم كه پيامبر را تصديق كرده است . » و ابو محجن چنين سروده است : « تو ، به اسلام آوردن پيشى گرفتى و خداوند گواه است و تو در آن خيمهء بر افراشته - ظاهرا يعنى در جنگ بدر - حبيب بودى . » و كعب بن مالك گفته است : « اى برادر تيمى ، تو به دين احمد پيش گرفتى و به هنگام سختى در غار دوست و مصاحب پيامبر بودى . »