تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
چنان كردم و آنان را جمع ساختم . پيامبر آن خوراك را خواست پيش آوردم و همچون روز گذشته عمل فرمود و آنان چندان خوردند كه به چيز ديگرى نياز نداشتند . سپس پيامبر فرمود : به ايشان آشاميدنى بياشامان و من همان كاسه شير را آوردم همگى چندان نوشيدند كه سيراب شدند و سپس پيامبر با آنان چنين فرمود : اى فرزندان عبد المطلب به خدا سوگند من هيچ جوانى را در عرب نمى - شناسم كه براى قوم خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده‌ام آورده باشد و همانا كه من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام و خداوندم فرمان داده است شما را بر آن آيين دعوت كنم . كداميك از شما در اين كار مرا يارى مىدهد و وزارتم را بر عهده مى گيرد تا در قبال آن برادر و وصى و جانشين من ميان شما باشد همگان از سخن باز ماندند و پاسخ ندادند . من گفتم من ، و در آن ميان از همهء آنها كوچكتر و كم سن و سال تر بودم . ولى پاهاى من و شكمم از آنان استوارتر و ستبرتر بود و افزودم كه اى رسول خدا من وزير تو در آن كار خواهم بود . پيامبر ( ص ) سخن خويش را تكرار فرمود و آنان همچنان سكوت كردند و من گفتار خود را تكرار كردم . پيامبر ( ص ) گريبان مرا با محبت بدست گرفت و فرمود : اين برادر و وصى و جانشين من ميان شماست . از او بشنويد و فرمان بريد . آن قوم برخاستند و مى خنديدند و به ابو طالب مى گفتند : به تو فرمان داد تا از پسرت سخن بشنوى و فرمانبردارى كنى . وانگهى از نص كتاب و سنت اين گفتار خداوند متعال كه از قول حضرت موسى بيان فرموده است كه عرضه داشت « و براى من از خويشانم وزيرى قرار بده كه هارون برادرم باشد و نيروى مرا با او استوار فرماى و او را در « كار من شريك گردان » چنين استنباط مىشود كه على وزير رسول خدا ( ص ) است ، زيرا پيامبر ( ص ) در خبرى كه روايت آن مورد قبول فرق اسلامى است به على فرموده است : « منزلت تو نسبت به من چون منزلت هارون از موسى است جز اينكه پس از من پيامبرى نيست » . و بدينگونه تمام مراتب هارون نسبت به موسى را براى على عليه السلام