تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
تمام حديث را نقل كرده است . اما اين موضوع كه اسلام حتى در يك خانه جز خانه‌يى كه در آن پيامبر و على و خديجه ساكن بودند وجود نداشته است ، خبر مشهور عفيف كندى است كه پيش از اين آن را نقل كرديم و اينكه ابوطالب به او گفت : آيا مى دانى اين كيست عفيف گفت : نه . گفت : اين پسر برادرم محمد بن عبد الله بن عبد المطلب است و اين يكى پسرم على است و اين زن كه پشت سرشان حركت مىكند خديجه دختر خويلد و همسر برادرزاده‌ام محمد است و به خدا سوگند مى خورم كه من بر روى تمام زمين كسى را كه بر اين آيين باشد جز همين سه تن نمى شناسم . اما داستان شيون شيطان ، چنين است كه ابو عبد الله احمد بن حنبل در مسند خود از على بن ابى طالب عليه السلام نقل مىكند كه مى گفته است : در سپيده دم آن شبى كه رسول خدا را به معراج برده بودند ، در حجر اسماعيل همراه پيامبر بودم . نماز مى گزارديم . چون او از نمازش و من از نمازم فارغ شديم ، من بانگ شيون سختى شنيدم و گفتم : اى رسول خدا ، اين شيون چيست فرمود : مگر نمى دانى شيون شيطان است . دانسته است كه ديشب مرا به آسمان و معراج برده‌اند و از اينكه ديگر در اين سرزمين مورد پرستش قرار گيرد نوميد شده است . از پيامبر ( ص ) روايت ديگرى هم ، كه شبيه اين است ، روايت شده است و آن اين است كه چون آن هفتاد تن انصار شب بيعت عقبه بيعت كردند . از گردنه ، همان دل شب ، صداى بسيار بلندى شنيده مى شد كه مى گفت : اى مردم مكه اين مذمم [ يعنى نكوهيده ، منظورش حضرت محمد ( ص ) بوده است ] و از دين برگشتگانند كه بر جنگ با شما هماهنگ شده‌اند . پيامبر ( ص ) به انصار فرمود : آيا مى شنويد چه مى گويد اين « ازب العقبه » يعنى شيطان گردنه است و اين كلمه به صورت « ازبب العقبه » هم روايت شده است . سپس روى به جانب صدا كرد و فرمود : اى دشمن خدا ، بشنو به خدا سوگند من براى ستيز با تو آماده‌ام . و از جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت شده كه فرموده است . على عليه السلام هم ، پيش از آنكه پيامبر ( ص ) مبعوث شود ، همراه آن حضرت ، پرتو را مى ديد و صدا را مى شنيد و پيامبر به على فرموده است : « اگر نه اين بود كه من خاتم پيامبرانم تو در پيامبرى شريك بودى ، اينك هم اگر پيامبر نيستى همانا كه تو وصى