تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
طالب آيا على بن ابى طالب بن مبارك نيشابورى يا على بن ابى طالب بن اسحاق مروزى يا على بن ابى طالب بن عثمان قيروانى يا على بن ابى طالب بن سليمان رازى و بدينگونه نام هفت يا هشت تن از راويان حديث كه نامشان و نام پدرشان « على بن ابى طالب » بود بر شمرد . در اين هنگام كزى برخاست ، از سمت راست مجلس هم يكى برخاست و از سمت چپ مجلس هم يكى ديگر و آماده پاسخگويى به واعظ شدند و حاضر شدند براى حميت و غيرت جانفشانى كنند و براى كشته شدن خود آماده گرديدند . كزى گفت : سرورم درنگ كن و اى فلان الدين بس كن گويندهء آن سخن على بن ابى طالب همسر فاطمه سرور زنان جهانيان است كه بر هر دو سلام باد ، و اگر هنوز هم او را نمى شناسى او همان شخصى است كه چون پيامبر ( ص ) ميان پيروان خود و افراد عادى عقد برادرى بست ، ميان او و خود عقد برادرى بست و مسجل ساخت كه على نظير و مانند اوست . آيا در باروبنه شما چيزى از اين فضيلت منتقل شده است يا در زمين شما چنين گياهى رسته است همين كه واعظ خواست با كزى سخن گويد ، آن كس در سمت راست مجلس ايستاده بود فرياد بر آورد و گفت : اى سرور من فلان الدين محمد بن عبد الله هم ميان نامها بسيار است ولى ميان ايشان كسى نيست كه خداوند متعال در شأن او فرموده باشد : « صاحب شما هرگز در ضلالت و گمراهى نبوده است و هرگز به هواى نفس سخن نمى گويد و سخن او هيچ غير از وحيى كه به او وحى مىشود نيست » . همچنين على بن ابى طالب ميان اسامى بسيار است ، ولى ميان ايشان كسى نيست كه صاحب شريعت درباره‌اش فرموده باشد : « منزلت تو نسبت به من چون منزلت هارون نسبت به موسى است ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست . » و اين بيت را خواند : « آرى ممكن است ميان نامها و كنيه‌ها به شمار بسيارى كه مشترك است بر خورد كنى ولى در سرشت و خوى از يكديگر مميزند » . واعظ به او توجه كرد كه پاسخش دهد آن كس كه بر جانب چپ مجلس ايستاده بود فرياد بر آورد و گفت : اى سرور من فلان الدين ، سزاوار است كه تو او را نشناسى و تو در اينكه او را نشناسى معذورى : « چون بر شخص گول و كودن پوشيده بمانم ، عذرش موجه است و چشم كور مرا نمى بيند » . در اين حال مجلس مضطرب شد و همچون موج به حركت آمد و مردم به فتنه