تو ميان ايشان هستى آنان را عذاب نمى كند » گفتهاند : چگونه جايز است گفته شود كه پيامبر ( ص ) باطل را دوست مى - داشته و مشاهده مى فرموده است و عمر باطل نمى شنيده و مشاهده نمى كرده و دوست نمى داشته است آيا معنى اين سخن چنين نيست كه عمر را از چيزى كه رسول خدا را از آن منزه نمى دانند منزه بدانند .
گفتهاند : جاى بسى شگفتى است كه پيامبر ( ص ) از امت اندكى برترى داشته باشد و ابوبكر هم همان گونه باشد و حال آنكه عمر به مراتب از آن دو برترى داشته باشد و مقتضى اين سخن آن است كه فضل عمر آشكارتر و بيشتر از فضيلت ابو بكر و رسول خدا ( ص ) باشد .
پاسخ به اين اعتراضات اين است كه در مورد كسى كه محدث و مورد الهام باشد منظور اين نيست كه در همه موارد چنان باشد بلكه ملاك در مورد بيشتر كارها و انديشهها و پندارهاى اوست و توفيق عمر بسيار و در عموم كارها انديشهاش صحيح بوده است و هر كس در روش او تأمل كند صحت اين موضوع را مىداند و اگر گمان او درباره اندكى از كارها درست نباشد نمى توان اصل موضوع را مشتبه دانست و آن را رد كرد .
اما فرار از جنگ ، عمر فقط به اين منظور گريخته كه به گروهى از لشكر بپيوندد [ ] و خداوند خود اين را استثناء فرموده است و بدين گونه او از گناه بيرون است . اما در مورد بقيه اخبار گذشته ، مقصود از فرشته بيان صحت انديشه و زيركى عمر است و اين سخن مثل گونه است و آنچه [ در اعتراض به آن ] گفتهاند دليل بر عيبى نمى تواند باشد .
اين گفتار پيامبر ( ص ) كه فرموده است « اگر بر زمين عذاب نازل شود كسى جز عمر از آن رهايى نمى يابد » سخنى است كه پيامبر ( ص ) آن را پس از گرفتن فديه از اسيران بدر فرموده است كه عمر نه تنها با گرفتن فديه موافق نبود كه از آن نهى كرده بود و خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود « اگر نبود نوشته و فرمانى از خدا
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٢٩