تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
عمر مبعوث شده است » . « عمر چراغ اهل بهشت است » . از جمله همين احاديث است كه شاعرى براى پيامبر ( ص ) شعرى مى خواند ، عمر وارد شد پيامبر ( ص ) به شاعر اشاره فرمود ساكت شود . و همين كه عمر بيرون رفت به شاعر فرمود بگو و تكرار كن او شروع كرد ، باز عمر وارد شد و پيامبر ( ص ) براى بار دوم به شاعر اشاره كرد سكوت كند . و چون عمر بيرون رفت شاعر از رسول خدا پرسيد كه اين مرد كيست فرمود « اين عمر بن خطاب است و مردى است كه باطل را دوست نمى دارد » از جمله آن احاديث اين است كه پيامبر ( ص ) فرموده است « مرا با امتم سنجيدند بر آنان برترى داشتم . ابو بكر را سنجيدند برترى داشت ، عمر را سنجيدند برترى داشت و برترى داشت و برترى » . در مورد فضائل عمر احاديث بسيار ديگرى هم غير از اين احاديث نقل كرده‌اند ولى ما مشهورترها را آورديم . دشمنان عمر و كسانى كه او را خوش نمى دارند درباره اين احاديث طعنه زده و گفته‌اند ، اگر عمر مورد الهام و گفتگوى فرشتگان قرار مى گرفت هرگز معاويه بدكاره را براى ولايت شام اختيار نمى كرد ، وانگهى خداوند متعال به او الهام مى فرمود و فرشته به او مى گفت كه در چه كارهاى ناپسندى از ستم و دستيازى به خلافت با زور و ترجيح دادن در تقسيم اموال و غنايم و گناهان آشكار خواهد افتاد . همچنين گفته‌اند : چگونه شيطان راهى غير از راه عمر را مى پيمايد و حال آنكه عمر چند بار از جنگ گريخته است در جنگهاى احد و حنين و خيبر و گريختن از جنگ از كارهاى شيطانى و از گناهان بزرگ و بد بخت كننده است . نيز مى گويند : چگونه ادعا مى كنند كه آرامش و سكينه بر زبان عمر سخن مى گويند فكر مى كنى همين سكينه و آرامش در حديبيه موجب ستيز او با رسول خدا بود تا آنجا كه آن حضرت را خشمگين ساخت .