تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
خطبه‌هاى نسبتا بلند است و با عبارت « ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب » ( همانا خداوند سبحان و متعال ياد خود را مايه زدودن زنگار دلها قرار داده است ) شروع مىشود . مى گويم : باطن اين سخنان على ( ع ) شرح حال عارفان است كه برگزيدگان خداوند از ميان بندگانش هستند و على ( ع ) همواره با كنايه از آنان ياد و به آنان اشاره ميفرمايد وانگهى در اين خطبه تصريح كرده و فرموده است « تا آنجا كه ايشان چيزهايى ميبينند كه مردم نمى بيند و چيزهايى را ميشنوند كه مردم نمى شنوند » و على عليه السلام در اين خطبه از جمله مقامات عارفان ، ذكر ، محاسبه نفس ، بكاء ، نحيب ، توبه و پشيمانى و دعا و فاقه و حزن و زبونى را بيان فرموده است يعنى اندوهى كه سراپاى دلهاى ايشان را مجروح ساخته است . [ ابن ابى الحديد سپس فصلى مشبع در پنجاه و هفت صفحه در مورد بيان احوال عارفان ايراد كرده است كه به راستى بسيار خوب از عهده بيرون آمده است و براى اطلاع خوانندگان ارجمند فشرده‌يى از مبحث را ترجمه مى كنم . ] گويد : در مباحث و فصلهاى گذشته وعده داده بوديم كه به شرح مقامات عارفان خواهيم پرداخت و اين جا جايگاه آن است و ميگوييم مقام نخست از مقام عارفان و منزل نخست از منازل سالكان « توبه » است كه خداى متعال فرموده است « اى مومنان همگان به سوى خداوند توبه بريد شايد كه رستگار شويد » و پيامبر ( ص ) فرموده است « توبه كننده واقعى از گناه چون كسى است كه او را گناهى نيست » ، على عليه السلام فرموده است « در پيشگاه خداوند هيچ چيز دوست داشتنى تر از جوان توبه كننده نيست » ، آن گاه شواهد بسيار از سخنان صوفيه بزرگ چون يحيى بن معاذ و ابو حفص حداد و ابو على دقاق و ذوالنون مصرى و رابعه عدويه آورده است . ديگر از مقامات عارفان « مجاهده » است كه در مباحث گذشته به حد كافى درباره‌اش سخن گفتيم . سپس مقام « عزلت و خلوت » است كه در جزء قبل اين كتاب بحثى شايسته در آن مورد داشتيم . پس از آن مقام تقواست كه عبارت است از ترس از نافرمانى خداوند و ستم