در حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) از كنار گورستانى عبور فرمود و با صداى بلند چنين گفت « اى ساكنان گورهاى وحشت افزا و جايگاههاى معطل ، آيا شما را به آنچه پس از شما رخ داده است آگاه سازم زنهاى شما ازدواج كردند و در خانههايتان ديگران ساكن شدند و اموال شما تقسيم شد . اينك شما از آنچه بر سرتان آمد و ديديد خبر ميدهيد آن گاه فرمود : اگر به آنان براى پاسخ دادن اجازه داده ميشد هر آينه در پاسخ ميگفتند : تقوى را بهترين توشه يافتيم » .
حسن بصرى به مردى كه در حال جان دادن بود نگريست و گفت كارى كه پايانش بدين گونه باشد شايسته است [ انسان ] از آغاز در آن زهد پيشه كند و كارى كه آغازش بدين گونه باشد سزاوار است كه از انجام آن بهراسد .
عبدة بن طبيب كه دزدى سياه چهره از دزدان قبيله بنى سعد بن زيد بن منات بن تيم است اشعارى سروده است كه براى من مايه شگفتى است . « به خوبى ميدانم كه سرانجام كاخ من گودالى خاك آلود است كه چوبهاى به هم بسته [ تابوت ] مرا سوى آن ميبرد . دختران و همسر و خويشاوندان نزديك من نخست بر من ميگريند و شيون ميكنند و سپس برمى خيزند و پراكنده مى - شوند . . . » .
خطبه ( 217 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) اين سخن را على عليه السلام پس از تلاوت آيات 36 و 37 سوره نور كه مى فرمايد « هر بامداد و شامگاه براى خداوند تسبيح ميكنند ، مردانى كه بازرگانى و خريد و فروش آنان را از ياد خدا باز نمى دارد » بيان فرموده است . اين خطبه از