بر بندگان كه خداوند سبحان فرموده است « همانا گرامى ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست » . ديگر از آن جمله مقام « ورع » است كه پرهيز كردن از موارد شبهه ناك است .
پيامبر ( ص ) به ابو هريره فرموده « پارسا باش تا عابدترين مردم باشى » .
ابو عبد الله جلاء گويد : كسى را ميشناسم كه سى سال در مكه مقيم بود و از آب زمزم جز آنچه كه با سطل و ريسمان خود بيرون ميكشيد نياشاميد .
گويند : خواهر بشر بن حارث پيش احمد بن حنبل آمد و گفت : ما روى پشت - بامهاى خود پشم ريسى ميكنيم ، چراغهاى طاهريان كه عبور مى كنند بر پشت بام مى تابد و پرتو آن بر ما ميافتد آيا براى ما رواست كه در پرتو چراغهاى آنان پشم ريسى كنيم احمد گفت : اى كنيزك خدا تو كيستى گفت خواهر بشر حافى . احمد گريست و گفت . پارسايى از خانه شما سرچشمه گرفته و بيرون تراويده است نه ، در پرتو چراغهاى آنان پشم ريسى مكن .
حسن بصرى وارد مكه شد جوانى از فرزندان على عليه السلام را ديد كه پشت به كعبه داده است و مردم را موعظه مىكند . حسن بصرى به او گفت : ملاك دين چيست گفت پارسايى . پرسيد : آفت دين چيست گفت : آز و طمع . حسن از پاسخ او متعجب شد .
ديگر از مقامات عارفان « زهد » است و درباره حقيقت زهد سخن بسيار گفتهاند .
سفيان ثورى گفته است : زهد در اين جهان كوتاهى آرزوست .
خواص گفته است : زهد آن است كه دنيا را رها كنى و اهميت ندهى كه چه كسى آن را ميگيرد .
احمد بن حنبل گفته است : « زهد » بر سه درجه است ترك حرام كه زهد عوام مردم است و ترك چيزهاى حلال غير ضرورى كه زهد خواص است و ترك آنچه كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٧٢