است : در حضور جعفر بن محمد عليه السلام در مدينه آن را نقل كرده و ايشان فرموده است اى برادرزاده ، او را سرزنش مكن كه ترسيده است خودش را در مورد داستان نفيل بن عبد العزى و صهاك كنيز زبير بن عبد المطلب سرزنش كنند و سپس فرمود خدا عمر را رحمت كند كه از سنت تجاوز نميكرد . و اين آيه را تلاوت كرد . « آنان كه دوست دارند كار زشت ميان آنان كه ايمان آوردهاند شايع شود ، براى ايشان عذابى دردناك خواهد بود » اما سخن ابن جرير آملى طبرستانى در كتاب المسترشد كه ميگويد ، عثمان پدر ابو بكر صديق [ ابو قحافه ] با ام الخير دختر خواهر خود ازدواج كرده بود ، صحيح نيست بلكه ام الخير دختر عموى ابو قحافه بوده است . او دختر صخر بن عامر است و ابو قحافه پسر عمرو بن عامر است و جاى شگفتى است كه فضلاى اماميه بدون تحقيق در اين مورد و مراجعه به كتابهاى انساب از اين گفتار او پيروى كردهاند و چگونه تصور اين واقعه ميان قريش ممكن است كه نه مجوسى بودهاند و نه يهودى و در مذهب آنان ازدواج با خواهرزاده و برادرزاده روا نبوده است .
خطبه ( 209 )
از خطبههاى آن حضرت ( ع ) كه در صفين ايراد فرموده است اين خطبه با عبارت « اما بعد فقد جعل الله سبحانه الى عليكم حقا بولاية امركم