تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
شمايند » و خداوند متعال با وجود دشمنى فرزند بودن آنان را نفى نفرموده است . به محمد بن حنفيه ( ع ) گفته شد چرا پدرت ترا بر جنگ ترغيب و تشويق مىكند و در مورد حسن و حسين ( ع ) چنين نمى كند فرمود : آن دو چشمهاى اويند و من دست راست اويم و او چشمهايش را با دستش حفظ مىكند .

خطبه ( 201 )

از سخنان آن حضرت به هنگاميكه يارانش در موضوع حكميت نگران و بر او معترض شدند اين خطبه چنين آغاز مىشود : « ايها الناس انه لم يزل امرى معكم على ما احب حتى نهكتكم الحرب » ( اى مردم همواره كار من با شما چنان بود كه دوست مى داشتم تا آنكه جنگ شما را سست كرد » . ابن ابى الحديد در شرح عبارت « و هى لعدوكم انهك » ميگويد : ] قتل و كشتار ميان مردم شام بسيار بيشتر و سستى ميان آنان آشكارتر بود و اگر نه اين بود كه عراقيان در قبال برافراشتن قرآنها سست و از لحاظ عقيده تباه شدند ، شاميان ريشه كن مى شدند چرا كه مالك اشتر به معاويه رسيده و گردنش را گرفته بود و از نيروى شام چيزى جز حركتى شبيه حركت دم مارمولك پس از قطع آن باقى نمانده بود كه به چپ و راست مى جهيد . ولى بر مقدرات آسمانى نمى توان پيروز شد . اما اين گفتار على عليه السلام كه مى فرمايد « ديروز امير بودم و امروز مأمور » ما شرح حال ايشان [ ياران على ( ع ) ] را پيش از اين به تفضيل آورده و گفته‌ايم كه چون عمرو عاص و همراهانش همين كه احساس نابودى و پيروزى اهل حق را بر خود نمودند از راه فريب قرآنها را برافراشتند و عراقيان امير المومنين عليه السلام را