ناحيه تو چنان شده است كه آن شاعر پيشين سروده است : « تو چنان آبشخورى شدى كه آب دادنش همچون سراب فريبنده در فلات سخت و استوار است » .
چون محمد بن طلحه به حضور على آمد و اين پيام را گزارد فرمود پيش آن دو برگرد و بگو چه چيزى شما را خشنود مىكند او رفت و سپس بازگشت و گفت : ميگويند يكى از ما را والى بصره و ديگرى را والى كوفه كن . على فرمود : هرگز چنين مباد كه در آن صورت همه رويه زمين خواب خوش مى بيند و تباهى برانگيخته و همه شهرها از هر سو براى من برهم مى ريزد . به خدا سوگند ، اينك كه آن دو در مدينه و پيش من هستند از ايشان در امان نيستم چگونه در حالى كه آن دو را بر دو عراق [ كوفه و بصره ] والى گردانم در امان باشم پيش آن دو برو و بگو اى دو پيرمرد از خشم و سطوت خداوند بترسيد و براى مسلمانان فريب و مكر برپا مكنيد كه شما اين سخن خداوند متعال را شنيدهايد كه فرموده است « اين سراى ديگر را براى كسانى قرار دادهايم كه در زمين اراده بزرگ منشى و تباهى نكنند و فرجام پسنديده از پرهيزگاران است » محمد بن طلحه برخاست و پيش آن دو برگشت و ديگر به حضور على باز نيامد . آن دو نيز چند روزى به حضور على نيامدند سپس پيش او آمدند و از او اجازه خواستند كه براى گزاردن عمره به مكه بروند . على ( ع ) پس از اينكه آن دو را سوگند داد كه بيعت او را نشكنند و نسبت به او فريب نسازند و اتحاد مسلمانان را دچار تفرقه نكنند و پس از انجام عمره به خانههاى خود در مدينه برگردند به آنان اجازه داد ، آن دو براى همه اين موارد سوگند خوردند و بيرون رفتند و كردند آنچه كردند .
شيخ ما ابو عثمان جاحظ همچنين روايت مىكند كه چون طلحه و زبير به مكه رفتند و مردم را به اين گمان انداختند كه براى عمره مى روند . على عليه السلام به ياران خود فرمود « به خدا سوگند ، آهنگ عمره گزاردن ندارند كه آهنگ فريبكارى دارند » و اين آيه را تلاوت فرمود كه « هر كس پيمان بگسلد جز اين نيست كه نسبت به خويش پيمان گسلى [ ستم ] كرده است و آن كس كه به آنچه با خداوند بر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٤