شتافت و از محبت و دوستى نسبت به اين سو منحرف شد و محبت پدر به پسر معلوم است و بدين گونه زبير هم از محبت به على ( ع ) منحرف شد و به روزگار عمر هم ميان زبير و على عليه السلام امورى پيش آمد كه تا اندازهيى سبب كدورت و تيرگى گرديد . از جمله داستان بردگان آزاد كرده و وابستگان صفيه است و منازعه على و زبير در مورد ميراثى كه عمر به نفع زبير راى داد و على عليه السلام آن حكم را فقط به سبب قدرت و حكومت عمر به ظاهر پذيرفت بدون اينكه از لحاظ شرعى به آن موضوع اعتراف داشته باشد و از اين بابت تكدرى در دل زبير باقى ماند .
شيخ ما ابو جعفر اسكافى ، كه خدايش رحمت كناد در كتاب نقض العثمانيه سخنى از زبير نقل مىكند كه اگر درست باشد دليل بر انحراف شديد زبير از دوستى با امير المومنين عليه السلام است .
او مى گويد : گويند على عليه السلام و زبير مفاخره كردند زبير گفت : من در حال بلوغ مسلمان شدم و تو در حال كودكى مسلمان شدى من نخستين كسى بودم كه در مكه شمشير كشيد و حال آنكه تو در آن هنگام پوشيده در شعب ابى طالب زندگى مى كردى و مردان تو را در پناه گرفته بودند و خويشاوندان نزديك از خاندان بنى هاشم هزينه زندگى تو را پرداخت مى كردند و من سوار كار بودم و تو پياده و فرشتگان به شكل و سيماى من فرود آمدند ، وانگهى من حوارى رسول خدايم .
شيخ ما ابو جعفر اسكافى مى گويد : اين خبر ساخته و پرداخته است و ميان على ( ع ) و زبير چيزى از اين گفتگو صورت نگرفته است و اين خبر از مجعولات عثمانيان است و چنين سخنى ميان احاديث شنيده نشده و در كتابهاى تاريخ ديده نشده است . على عليه السلام مى توانست در پاسخ او بگويد ، كودك مسلمان برتر از شخص بالغ است . اما شمشير كشيدن تو در مكه به هنگام و در جاى خود نبوده است و خداوند در اين مورد چنين فرموده است « آيا نمى بينى آنانى را كه به ايشان گفته شد دست بداريد . . . » تا آخر آيه و من در خوددارى از جنگ و اقدام بر آن طبق سنت رسول خدا عمل مى كنم . وانگهى كفالت مردان و خويشاوندان نزديك از على عليه السلام در آن دره براى على ( ع ) ننگى نيست كه پيامبر ( ص ) خود همچنان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٢