الصفة او اكثر او قبل الاجل لم يجب القبول ، بخلاف ما لو دفعه فى وقته بصفته او ازيد منها فانه يجب القبول و يجوز اشتراط ما هو سائغ و لا يجوز ان يشترط من زرع ارض بعينها او غزل امرأةٍ معيّنة او ثمرة نخلة بعينها و اجرة الكيال
شرح
مختار است كه معامله را فسخ نموده و پولش را بگيرد و يا راضى به صبر و انتظار شود
مسئلة : هرگاه در هنگام معامله سلفى جنسى را بفروشند مثلًا گندم و در هنگام تحويل بجاى آن جنس ديگرى بدهند چنانچه طرفين راضى باشند اشكالى ندارد منتهى اين جنسى را كه مىدهند به قيمت همين الان كه يوم الاقباض است حساب مىشود نه به قيمت يوم المعامله .
مسأله ديگر : اگر فروشنده قبل از فرارسيدن موعد جنس را به مشترى تحويل دهد بر مشترى قبول واجب نيست و مختار است و نيز اگر جنسى را كه تحويل مىدهد داراى آن صفاتى كه در هنگام معامله روى آنها تكيه شده نباشد چه موعد آن رسيده باشد يا نه پذيرفتن آن واجب است آرى اگر سر موعد جنس را تحويل دهند آن هم با همهء صفاتى كه قبلًا ذكر كردهاند و يا حتّى قدرى بيشتر از آن صفات را دارد [ مثلًا گندم متوسط گفتهاند ولى الان گندم خوب مىدهد ] بر مشترى قبول واجب است و اگر قبول نكند و تلف شود فروشنده ضامن نيست .
مسأله ديگر : هر امر جائز و مباحى را مىتوان در عقد اين معامله شرط نمود .
مسأله ديگر : همانطور كه گفتيم در بيع سلف متاع كلّى معامله مىشود و بههيچوجه تشخّص ندارد پس اگر شرط كنند كه محصول فلان زمين معين و يا دست بافته فلان زن معينى و يا خرماى فلان درخت مشخّص را مىفروشند و مىخزند اين معامله باطل است چون غررى است و شايد سر موعد اين شرط موجود نشود .
مسأله ديگر : اجرت كيال [ كيلكننده ] و وزّان [ وزنكننده ] و دلّال [ كه متاع