فلا الّا ان يبين حالها و المصاغ من الجوهرين ان امكن تخليصه لم يبع باحدهما قبله و الّا بيع بالناقص و مع التساوى يباع بهما و تراب الصياغة يتصدق به و يجوز ان يقرضه و يشترط الاقباض بارض اخرى و ان يشترى درهماً بدرهم و يشترط صياغة خاتم على اشكال و لا ينسحب على غيره .
شرح
مىكنند و با آن معامله مىكنند اگر عيار آن معلوم باشد جايز است آن را خرج كردن و گرنه جايز نيست مگر پس از اعلام و آگاه نمودن گيرنده .
7 - چيزهائى كه از هر دو جوهر يعنى هم از طلا و هم نقره ريخته و ساخته مىشوند از دو حال خارج نيست :
1 - امكان تخليص [ جدا كردن طلا از نقره ] هست در اين صورت نمىتواند قبل از تخليص آن اشياء را به نقرهء تنها يا طلاى تنها بفروشد مگر اينكه بداند اين نقره يا طلاى تنها از آن نقره و طلا كه در ضمن آن شىء مخلوط است بيشتر است تا اين زيادى عوض جنس ديگر باشد .
2 - و اگر امكان تخليص نباشد ولى اجمالا بداند كه مثلًا طلاى آن كمتر از نقره است مىتواند به طلا بفروشد و اگر بداند نقره كمتر است به نقره بفروشد و اگر بداند طلا و نقره آن مساوى است به هر دو مىفروشد يعنى به مقدارى طلا و نقره با هم تا طلاى آن در مقابل نقره و نقره در مقابل طلا واقع شود و شايد مراد اين باشد كه به هر كدام كه بخواهد مىتواند بفروشد .
8 - كسى كه كارش صياغت زرگرى است آن خاكهاى باقيمانده از زرگرى را بايد به نيّت صاحبانش صدقه دهد .
9 - جايز است هر يك از طلا و نقره را به كسى قرض دهند و شرط كنند كه گيرنده در شهر ديگر كمتر دهد و اين ربا نيست اگر چه گرفتن در شهر ديگر مزيّتى داشته باشد [ اين مسأله را طبق ترجمه علّامه شعرانى آورديم ] .
10 - جايز است درهم بدى را به درهم خوب از زرگر خريدارى كند و شرط