و النوح بالباطل و لا بأس بالحق و هجاء المؤمنين و حفظ كتب الضلال و نسخها
شرح
شود ] و تنها خوانندگى در عروسيها آن هم براى بردن عروس به منزل داماد آن هم مشروط بر اينكه موجب عمل حرام نشود فى المثل مرد نامحرم صداى زن خواننده را نشنود بلامانع است .
3 - و مانند نوح : كلمه نَوح مصدر دوّم ناحَ يَنُوحُ نياحةً و نوحاً است و به معناى نوحهگرى و گريه با جيغ و فزع بر ميّت است حال نَوح بر دو قسم است .
1 - نوح به حق يعنى صفات و نيكيهاى ميّت را بر زبان آورد آن هم صفاتى كه در او باشد اين حرام نيست .
2 - نوح به باطل مثل اينكه در مقام نوحهگرى به دروغ او را بستايد و صفاتى را كه در او نيست به او نسبت دهد و يك انسان جانى و طاغوت و ظالم را به عدالت و انصاف و انسانيّت و كمال ستايش كند كه اين دروغ است و حرام است و پولى از اين راه بدست آورد حرام مىباشد .
[ به قول علّامهء شعرانى : نوحهخوانى در مجالس عزا كه رسم قديم بود و در زمان ما خطبا اوصاف ميت را بر منابر مىگويند و در مدح و ستايش او مبالغه مىكنند و من اضافه مىكنم كه مدّاحان با خواندن اشعار به مدح و كمال ميّت مىپردازند كه اگر به حق باشد بلامانع است و اگر به باطل باشد حرام است ] .
4 - و مانند هجاء مؤمنين : كلمهء هجاء مصدر دوّم هَجا يَهجُو هجواً و هجاءً است و در لغت عرب به معناى عيبگيرى ، ناسزاگوئى و نكوهيدن است و منظور اين است كه شخصى در قالب شعر يا نثر به مذمّت و نكوهش مؤمنين بپردازد و آنها را به باد تمسخر بگيرد و از اين راه مالى بدست آورد چنين عملى حرام و چنين مالى نيز حرام مىباشد البته هجو غير مؤمن يعنى مخالف و كافر حرام نيست .
5 - و مانند حفظ و نگهدارى كتب ضالّه و يا نسخهبردارى از روى آنها يعنى كتابهائى كه خواندن آنها سبب ضلالت و گمراهى و بىدينى فرد و اجتماع مىشود