خمراً و بيع الخشب ليعمل صنماً و يكره بيعهما على من يعمل ذلك من غير شرط .
الرابع : ما لا ينتفع به يحرم التكسب به كالمسوخ البرية كالقردة و الدبّ و البحرية كالجرى و السلاحف و الطافى و لا باس بالسباع ،
شرح
مسئلة : كسى كه شغل او اينست كه انگور را شراب مىسازد و يا چوبها را بُت يا صليب و يا آلات قمار و . . . مىسازد اگر انسان انگور يا چوب را به او بفروشد و مىداند كه كار او چيست ولى فروشنده به قصد حرام به او نمىفروشد بلكه به قصد اينكه انگور ماليت دارد و با او معامله مىكند تا به پول برسد چنين معاملهاى به فتواى علّامه كراهت دارد البته به فتواى بعضى همينكه علم دارد به مصرف در راه حرام بيع آن حرام است .
نوع چهارم : اكتساب بتوسط امورى كه داراى منفعت محلّلهء معتد بها نيستند حرام است همانند اكتساب از راه خريدوفروش مسوخ [ مسوخ جمع مسخ است و به معناى حيوانات مسخ شده امثال ميمون - بوزينه و . . . و سرّ اينكه به اين حيوانات مسوخ گفته مىشود براى اينست كه در امتهاى سلف انسانهاى به صورت اين حيوانات مسخ شدهاند و بقول قرآن :قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ.
گفته مىشود كه حيواناتى كه در اصل انسان بوده ولى مسخ شده بودند تنها سه روز زنده بودند و هيچگونه توالد و تناسلى هم نداشتند و بعد همه نابود گشتند و اين حيوانات موجود از قبيل ميمون و . . . به شكل آن مسوخ هستند نه اينكه حقيقتاً از نسل آنها باشند و اينها را از باب استعاره و مجاز مسوخ گويند ] .
حال فرق ندارد كه مسوخ از حيوانات برىّ [ در خشكى زندگى مىكنند ] باشند همانند بوزينه و خرس و يا از حيوانات بحرى [ در دريا زندگى مىكنند ] باشند همانند انواع ماهىهاى حرام و انواع سنگپشتها و ماهى مرده در آب و يا از حيوانات دوزيستى باشند .