تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
و المعروف قسمان واجب و ندب فالامر بالواجب واجب و بالمندوب مندوب و اما المنكر فكله قبيح فالنهى عنه واجب و ينكر اوّلا بالقلب ثم باللسان ثم باليد و لو افتقر الى الجراح لم يفعله الا باذن الامام
شرح
امر و نهى به او يا به برادر دينى او آسيبى و گزندى مالى يا جانى يا آبروئى برسد و گرنه واجب نيست . 4 - معروف عبارتست از هر آنچه طاعت الهى باشد و آن بر دو قسم است . الف : واجبات ، ب : مستحبات و امر به معروف يعنى وادار كردن شخص بر طاعت الهى منتهى اگر معروف از واجبات است ، امر بدان واجب است و ترك آن عقاب دارد و اگر از مستحبات است امر بدان مستحب است و ترك آن هم جايز است و منكر عبارتست از هر آنچه كه عقلًا قبيح است و شرعاً معصيت است و آن مختصّ به محرمات عقليه و شرعيه است و لذا نهى از منكر مطلقاً واجب است و امّا مكروهات جزو منكرات نيستند زيرا عقل كه آنها را تقبيح نمىكند و شرع هم تحريم نفرموده بلكه اجازه داده « كلّ مكروه جايز » . 5 - مراحل امر به معروف و نهى از منكر : نخستين مرحله در نهى از منكر كراهت قلبى است يعنى قلباً از اين عمل متنفر باشد و در دل آن را انكار كند و دوّمين مرحله آن زبانى است يعنى به زبان تارك واجبات را امر به طاعت و فاعل معاصى را نهى از منكر كند و مرحلهء سوّم آن بدست است يعنى اگر سخن غليظ و تند هم در او تأثير نكرده و او را بر سر عقل نياورد و از خر شيطان پائين نشد بايد با كتك كارى او را آدم كند . مسأله : كتك تا زمانى مجاز است كه منجر به جراحت و زخمى كردن نرسد و از اين مرحله به بعد بايد به دستور امام ( ع ) انجام پذيرد و گرنه غرضهاى شخصى احياء شده و مفاسد بزرگ اجتماعى را بدنبال دارد . مسأله : اگر تخلّفى كه شخص كرده سبب حدّى از حدود الهى شود مثلًا
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 361 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى