تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 234
و الانفال كل ارض خربة باد اهلها و كل ارض لم يوجب عليها بخيل و لا ركاب و كل ارض سلمها اهلها من غير قتال و رءوس الجبال و بطون الاودية و الموات التي لا ارباب لها و الآجام و صوافي الملوك و قطائعهم غير بحث سوّم : انفال انفال : قرآن فرموده : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ . « انفال / 1 » تا اينجا بحث از خمس بود حال سخن از انفال است كه از اموال اختصاصى امام ( ع ) بوده و ديگران در آن حقى ندارند : انفال جمع نفل است و نفل در لغت به معناى زيادى از هر چيزى است و نمازهاى مستحبى را هم كه نافله مىگويند براى اينست كه زيادى بر نمازهاى واجبند و اين اموال مخصوص را كه انفال گويند براى آنست كه امام ( ع ) اين اموال را اضافه بر سادات كه شريك در خمس بودند مىبرد پس اين اموال يك زيادتى است براى امام و مخصوص امام و سادات ديگر در آن سهمى ندارند و آن اموال عبارتند از : 1 - هر زمينى كه مردم آن هلاك شده باشند بهطورى كه آباديهاى آن ويران شده [ چه اهل آن مسلمان بوده و يا كافر باشند ] . 2 - هر زمينى كه مردمان كافر آن از آنجا كوچ كرده و آن را بدون جنگ به مسلمين واگذار كردهاند . 3 - هر زمينى كه به جنگ گشوده نشده بلكه مردمان آن زمين بىجنگ تسليم شدهاند و زمين را در اختيار مسلمانان گذاشتهاند و خود كفار هم در آنجا هستند . 4 - بالاى كوهها و ميان درّهها و زمينهاى موات كه صاحب خاص نداشته باشند [ و چيزهائى كه در كوهها و درهها از قبيل درختان و معادن و آبها و . . . باشد ] . 5 - نيزارها كه مالكى ندارند [ و همچنين جنگلهاى طبيعى ] .