تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
و الصناعات و الزراعات و الكنوز و ارض الذمّي اذا اشتراها من مسلم و الحرام الممتزج بالحلال و لم يتميز
شرح
مىشود [ چه اموال منقول مثل شمشير - اسب - جواهرات و . . . و چه اموال ثابت و غير منقول مثل زمين - درخت و . . . ] . 2 - معادن : معدن عبارتست از چيزهائى كه از دل زمين استخراج مىشود از قبيل : عقيق - فيروزه - گچ و . . . كه اصل آنها زمين بوده ولى در اثر تغيير و تحولات تحت الأرض و حرارت زمين خاصيتى پيدا كرده كه به سبب آن قيمت و بهاى فراوانى پيدا كرده و از ساير احجار ممتاز شده . 3 - غوص : يعنى چيزهائى كه توسط فرورفتن در دريا بيرون آورده شود همانند لؤلؤ و مرجان و طلا و نقره و مثل عنبر و . . . 4 - سود تجارات و صناعات و زراعات و هر گونه كسبى : يعنى سود مالى كه از كسبهائى از قبيل تجارت ، زراعت ، درختكارى و . . . حاصل مىشود . 5 - گنج : و آن عبارتست از اموالى كه به قصد ذخيره كردن در زمين پنهان مىكنند [ البته هر كدام از اين امور و به‌ويژه گنج احكام جزئيّهء بسيارى دارد كه از كتب مفصله بايد اخذ شود و در اينجا جاى ذكر آن نيست ] . 6 - ارض ذمّى : و آن عبارتست از زمينى كه از مسلمان به كافر ذمّى منتقل شود كه بايد كافر ذمّى آن را از همان ارض و يا قيمت از مال ديگر بپردازد . 7 - مال حرامى كه آميخته با حلال باشد : هرگاه مال حلال با حرامى مثل غصبى و دزدى و . . . مخلوط شود به‌گونه‌اى كه نتوانيم از هم تشخيص دهيم و صاحب مال حرام و مقدار آن هم معلوم نباشد بايد از تمام اين اموال را بپردازيم سپس باقيمانده حلال خواهد بود [ ولى اگر مال حرام مشخص باشد و صاحب آن مجهول آن مال حكم مال مجهول المالك را پيدا مىكند كه در كتاب لقطه خواهد آمد و اگر به عكس شد يعنى صاحب مال معلوم ولى مقدار مال مجهول بود بايد به مصالحه