و لا على الامام او المأموم اذا حفظ عليه الآخر
شرح
كسى سه بار متوالى در يك نماز يا در سه نماز دچار سهو يا شك شود او كثير الشك شده و از شك چهارم نبايد به شك خود اعتنا كند .
مطلب سوّم : جناب علّامه فرمود : لا سهو . . . كه با لاء نفى جنس آورده و اين كلمه ظهور در نفى جنس و ماهيت دارد يعنى حقيقتاً كثير الشك و السهو شك و سهو ندارند ولى اين معنا باطل است چون بالوجدان چنين كسى كه شك و سهو دارد و لكن اين تعبير از باب ادّعا و تنزيل است يعنى شك آنست كه اثر شرعى داشته باشد و هكذا السهو و از آنجا كه چنين شك و سهوى اثر ندارد و موجب نماز احتياط يا سجدهء سهو نمىشود و لذا گويا كه اصلًا شك و سهو نيست نظير لا علم الّا بالعمل و لا عمل الّا بالنيّة و . . . و بقول اصوليين لا شك لكثير الشك يا لا سهو الكثير السهو بر ادلّه اوليّه كه اذا شككت فابن على الأكثر و . . . باشد حكومت دارند .
مطلب چهارم : منظور از عدم اعتناء به شك يا سهو اينست كه اگر در فعلى از افعال دچار شك شد و لو محلّ آن باقى است بنا را بگذارد بر اينكه انجام داده و اگر در ركعتى از ركعات شك كرد بنا را بر اكثر بگذارد بدون وجوب نماز احتياط و اگر در نماز سهوى پيش آمد سجده سهو واجب نمىشود .
مطلب پنجم : مادامىكه انسان كثير الشك يا سهو است به شك و سهوش اعتنا نكند و همينكه سه نماز متوالى را بدون شك يا سهو انجام داد از عنوان كثير الشك و السهو بودن خارج مىشود و هكذا .
مطلب ششم : جناب علامه فرمود : و لا على الإمام او المأموم . . . يعنى لا حكم لسهو الإمام مع حفظ المأموم و بالعكس البته اين عبارت حاوى فروعات و شقوق فراوانى است ولى اجمال قضيه اينست كه اگر امام در فعلى از افعال و يا ركعتى از ركعات نماز شك كند ولى مأموم عدد را حفظ دارد يعنى يقين يا گمان دارد كه مثلًا دو ركعت است امام بايد بنا را بر همان بگذارد و به شك خود اعتنا نكند و بالعكس