پس هر كى تمسّك بدان نمايد و بحلال و حرام آن كار كند ، راه راست يافت و از ضلالت و جهالت بيرون آمد ، و ديگر اين ما را فضلى بزرگ است كه حق تعالى جمع شما مسلمانان را [ داد [ 1 ] ] ، تا با بهترين و فاضلترين صحابه كه يار أقدم و صاحب غار مقدّم پيغمبر است ، بيعت رفت و اتّفاق جمله [ 2 ] حاصل شد ، اكنون ديگر بار برخيزيد و [ بيعت تازه كنيد [ 3 ] ] هر كى نه حاضر بود ازديكين ، امروز بيعت كند . آنگاه جمله برخاستند و با أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بيعت كردند و او را پيشوا و مقدّم خود ساختند .
و اين بيعت را بيعة العامّة گويند . و أوّل بيعت كه در سقيفه رفته بود ، آن را بيعت يوم السّقيفه گويند ، يعنى در آن روز با أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، جز آن جماعت خواصّ كه در سقيفه حاضر بودند بيعت نكردند ، و روز ديگر [ 4 ] مهاجر و أنصار بجملگى بيعت كردند .
پس چون عمر ، رضى اللّه عنه ، فارغ شده بود و بيعت عام رفته بود ، أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بر پاى خاست و خطبه بكرد و حمد و ثناى خداى بگفت و بعد از ان مردم را موعظت كرد و فرود آمد . و موعظهء وى در أوّل روز كه خلافت كرد اين بود ، بعد از حمد و ثناى خداى :
أمّا بعد أيّها النّاس ، فإنّى قد ولّيت عليكم و لست بخيركم ، فإن أحسنت فأعينونى ، و إن أسأت فقوّمونى ، الصّدق أمانة ، و الكذب خيانة ، و الضّعيف فيكم قوىّ عندى [ حتّى ] أريح عليه حقّه إن شاء اللّه [ 5 ] ، و القوىّ فيكم ضعيف
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد . مج : ما را اين قضائى بزرگ است كه حق تعالى جمع مسلمانان را بدان ارزانى داشت تا ما بهترين امت .
[ ( 2 - ) ] مج : كلمه .
[ ( 3 - ) ] بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 311 ، از مج نقل شد .
[ ( 4 - ) ] مج : آن را بيعت سقيفه خوانند چرا كه در آن جز خواص صحابه حاضر نبودند و روز ديگر .
[ ( 5 - ) ] در اصل : اليه حقه ان شا اللّه عز و جل .