تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣
عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت : چون خواستند كه پيغمبر ، عليه السّلام ، بشورند [ 1 ] ، اختلاف نمودند . بعضى گفتند كه : جامه از وى بيرون بايد كردن و او را شستن ، و بعضى ديگر گفتند : نشايد جامه از وى بيرون كردن و وى را همچنين ببايد شستن . پس در اين مجادله بودند كه حق تعالى خواب بر ايشان مسلّط كرد ، چنان كه چشمهاى ايشان كه حاضر بودند ، همه در خواب شد و آوازى شنيدند از گوشهء خانه كه مىگفت : اغسلوا النّبىّ و عليه ثيابه . مىگفت كه : جامه از پيغمبر خداى باز مكنيد ، و وى را همچنان در ميان جامهء خود بشوريد . پس چون اين آواز بشنيدند ، همه از خواب درآمدند و او را هم در آن جامه كه پوشيده بود ، بشستند [ 2 ] ، چنان كه دست هيچ كس به اندام وى نرسيد . و كفن سيّد ، عليه السّلام ، دو جامهء اسفيد كردند ، و چادرى از برد يمنى كه وى را در ان پيچيدند . و ديگر اختلاف كردند در گور سيّد ، عليه السّلام . بعضى گفتند [ كه : لحد نبايد كردن ، همچنانكه قاعدهء أهل مكّه است و بعضى گفتند ] كه : گور وى لحد بايد كردن ، همچنانكه قاعدهء أهل مدينه است . و شخصى بود از مهاجر [ 3 ] كه گور وى فرو بردى در ميان أصحاب و لحد نكردى بقاعدهء أهل مكّه ، و ديگرى بود از أنصار [ 4 ] كه گور كندى و لحد فرو بردى . پس چون اختلاف نمودند ، عبّاس ، رضى اللّه عنه ، دو كس بفرستاد
هامش
[ ( 1 - ) ] مج : بشويند . [ ( 2 - ) ] مج : كه در تن داشت بشستند . [ ( 3 - ) ] بر طبق متن عربى ج 4 ص 313 : ابو عبيدة بن الجراح . [ ( 4 - ) ] بر طبق متن عربى : ابو طلحه زيد بن سهل .