تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1119

مساهمون:

ص١١١٩
عنه ، در ميان ايشان بودى . پس چون أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، از اين سخن فارغ شد ، يكى از أنصار برخاست و گفت : من توسّط كنم ميان هر دو قوم و آنچه انصاف باشد بگويم . گفتند : چيست ؟ گفت : أميرى مهاجر از ان مهاجر باشد ، و أميرى أنصار از ان أنصار باشد ، و حكم خلافت نيمه‌اى ايشان را باشد و نيمه‌اى ما را . پس چون آن مرد اين سخن بگفت ، غلبه از ميان قوم برخاست و هر كسى سخنى گفتند . عمر ، رضى اللّه عنه ، گفت : چون من چنان ديدم ، ترسيدم كه اختلاف در ميان قوم روى بنمايد و پراگندگى در كار إسلام و مسلمانان پيدا گردد ، آنگاه أبو بكر را گفتم : يا أبا بكر ، دست بياور . پس أبو بكر دست بياورد و من با وى بيعت كردم . * و چون من بيعت كرده بودم ، جملهء مهاجر در آمدند و بيعت كردند ، و چون مهاجر بيعت كردند ، [ أنصار نيز در آمدند و بيعت كردند ] [ 1 ] . پس چون اين بيعت رفته بود ، روز ديگر أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بر منبر رفت . و پيش از ان كه أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، خطبه كردى ، عمر ، رضى اللّه عنه ، بر پاى خاست و عذر خواست از [ آنچه ديك گفته بود كه [ 2 ] ] پيغمبر ، عليه السّلام ، نمرده است ، [ و گفت : اى جمع مسلمانان [ 3 ] ] بدانيد كه آن سخن كه من ديك گفتم كه [ پيغمبر عليه السّلام نمرده است [ 3 ] ] و زود باز خواهد آمدن ، [ نه از قرآن مىگفتم و نه عهدى بود كه پيغمبر عليه السّلام مرا فرموده بود ، ليكن [ 3 ] ] از بهر آن مىگفتم كه مىترسيدم كه اختلاف و فرقت در ميان مسلمانان افتد . اكنون اگر پيغمبر ، عليه السّلام ، برفت ، قرآن كلام اللّه باز گذاشت ، و پيغمبر ، عليه السّلام ، هر چه ما را مىفرمود از قرآن مىفرمود ،
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا و مج نقل شد . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 311 ، از مج نقل شد .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1119 | قاضى ابرقوه