بشارتهاى بسيار بفرمود و او را گسيل كرد . و پادشاه روم ، چون بشنيد كه فروه كه عامل وى بود مسلمان شد ، كس فرستاد تا او را بگرفتند و در زندان كردند ، بعد از ان بفرمود كه وى را بياويزند ، بر سر جوئى آب بردند وى را و آن آب را عفرى [ 1 ] گفتندى . و فروه آن وقت اين دو بيت بگفت :
ألا هل أتى سلمى بأنّ حليلها * على ماء عفرى فوق إحدى الرّواحل
على ناقة لم يضرب الفحل أمّها * مشذّبة أطرافها بالمناجل
و اين مصراع ديگر بگفت و از إسلام خود خبر باز داد :
بيت
بلّغ سراة المسلمين بأنّنى * سلم لربّى أعظمى و مقامى
حكايت اسلام قبيلهء بنى الحارث بدست خالد بن الوليد
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
چون سيّد ، عليه السّلام ، خالد بن الوليد را * با لشكرى در سنهء عشر [ 2 ] بقبيلهء بنى الحارث فرستاد ، و قبيلهء بنى الحارث قبيلهاى بزرگ بود ، و در جانب يمن مقام داشتند ، جائى كه آن را نجران گفتندى .
و سيّد ، عليه السّلام ، خالد را وصيّت كرده بود كه پيشتر ايشان را بدعوت إسلام كند [ 3 ] ، اگر قبول كردند فخيره ، و اگر نه ، بعد از ان با ايشان
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در اصل و ووستنفلد و در متن عربى ج 4 ص 238 : عفراء .
[ ( 2 - ) ] در متن عربى ( ج 4 ص 239 ) : ربيع الاخر يا جمادى الاولى ، و در مغازى واقدى ( ج 1 ص 7 ) ربيع الاول سال دهم .
[ ( 3 - ) ] ساير نسخ : به اسلام دعوت كند .