محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، مىگويد كه :
أشعث بن قيس [ 1 ] پادشاه قبيلهء كنده بود ، و با هشتاد سوار از خويشان و معروفان قوم خود برخاست و به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمد . و چون در آمد ، سيّد ، عليه السّلام ، در مسجد نشسته بود با صحابه ، و مردم كنده عظيم با شكوه و هيبت بودند ، و ايشان را شكلى خوش بودى و مستظهر و خوب و زيبا [ 2 ] بودند ، على الخصوص اين جماعت كه به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمده بودند كه جمله پادشاهزادگان بودند و جمالهاى خوب داشتند . و چون ايشان به مسجد درآمدند ، صحابه در شكلهاى ايشان نگاه مىكردند و آن تجمّلهاى [ 3 ] ايشان مىديدند و تعجّب مىنمودند . آنگاه سيّد ، عليه السّلام ، مسلمانى بر ايشان عرضه كرد ، ايشان برخاستند و مسلمان شدند . چون به إسلام درآمده بودند ، سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را گفت : چرا جامهاى حرير در برافگندهايد [ 4 ] و طرازهاى [ 5 ] زر بر سر دوشها نهادهايد ؟ مكنيد بعد ازين ، كه اين بر شما حرامست .
بعد از ان ايشان آن طرازها برگرفتند از سر دوش و جامهاى حرير از بر خود در افگندند [ 6 ] و هر يكى جامهء ديگر در پوشيدند .
و أشعث بن قيس كه پادشاه ايشان بود سيّد را ، عليه السّلام ، گفت : يا رسول اللّه ، ما از فرزندان آكل المراريم ، و تو هم از فرزندان ايشانى ، و نسب ما و آن تو هر دو يكى است . سيّد ، عليه السّلام ، تبسّمى بكرد و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى بخلاف متن عربى ج 4 ص 232 : قيس بن اشعث .
[ ( 2 - ) ] روا : منظرى خوب و صورتى زيبا .
[ ( 3 - ) ] در اصل : محملها ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 4 - ) ] روا : در برداريد . ط : پوشيدهايد .
[ ( 5 - ) ] طراز ، بمعنى نقش نگار و زيب و زينت ، به كسر اول ، در عربى سجاف جامه و امثال آن را گويند ( برهان ) .
[ ( 6 - ) ] روا : از بر بركندند . ايا : از بر خود دور افگندند . ط و پا : برگرفتند .