تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1020

مساهمون:

ص١٠٢٠
هر يك از ايشان على حده مخصوص گردانيد بكرامتى ، و از ايشان پرسيد كه با شما كسى ديگر هست ؟ و عمرو بن أهتم در * پيش رختها باز گذاشته بودند [ 1 ] و او را با خود نياورده بودند و عمرو بسنّ از ايشان كوچكتر بود . و چون سيّد ، عليه السّلام ، باز پرسيد كه كسى ديگر با شما هست ، قيس بن عاصم كه در ميان ايشان بود گفت : يكى هست كه وى را در ميان رخت بگذاشته‌ايم ، ليكن وى هنوز كوچك است ، و قيس بن عاصم اين سخن از بهر تحقير عمرو بن أهتم مىگفت ، تا سيّد ، عليه السّلام ، چيزى به وى ندهد . و ميان قيس و عمرو منافده‌اى [ 2 ] بود و با يك ديگر ناخوش بودند . چون وى اين سخن بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت : او نيز هم از قوم است و محروم نشايد گذاشتن ، پس بفرمود و او را نيز هم چندان بدادند كه به ديگران داده بودند . و عمرو بن أهتم بازشنيد كه قيس بن عاصم تحقير وى كرد پيش سيّد ، عليه السّلام ، و خواست كه سيّد هيچ چيز به وى ندهد ، و عمرو ديگر بار زيادت‌تر از آنچه رنجيده بود برنجيد ، و اين دو بيت بگفت در هجو قيس بن عاصم ، و فخر خود در ان وى را باز نمود : بيت
ظللت مفترش الهلباء تشتمنى * عند الرّسول فلم تصدق و لم تصب سدناكم سؤددا رهوا و سؤددكم * باد نواجذه مقع على الذّئب

حكايت وفد بنى عامر

محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بازگشاده بودند ، و بر طبق روا و ط و پا ضبط شد . ايا : بازداشته بودند . [ ( 2 - ) ] منافده ، با هم نزد حاكم شدن و خصومت كردن با هم ( منتهى ) . روا و ايا : مناقشه .