السّلام ، مرا از بهر آن فرستاده است تا سورت براءت به أهل موسم برخوانم .
و سبب فرو آمدن سورت براءت آن بود كه در فتح مكّه عهد [ 1 ] سيّد ، عليه السّلام ، با أهل شرك آن بود كه بر وفق معهود منعى نباشد و ايشان را از حجّ و طواف ، چنان كه قاعدهء ايشان بود ، ايشان را بگذارند و برهنه طواف همى كنند ، و در ماههاى حرام بقاعدهء جاهليّت قتال با ايشان حرام دارند ، و ايشان را هيچ تعرّض نرسانند . و اين عهدى عام بود ، و باقى ميان پيغمبر ، عليه السّلام ، و ميان قبايل عرب كه به إسلام نيامده بودند عهدهاى خاص رفته بود و شرطهاى معيّن بود ، چنان كه مدّتى بدان عهد مقدّر كرده بودند و أجلى در آن عهد نهاده بودند ، و هم بر ان مىبود تا مدّت كه [ 2 ] معيّن كرده بودند ، بگذشت . پس حق تعالى سورت براءت فرو فرستاد و اين جمله عهدها منتقض شد و اين تقريرها باطل گشت و بفرمود تا ديگر باره بحجّ نيايند و طواف خانه برهنه نكنند و در ماههاى حرام مهلت ندهند ، و هر كجا كه ايشان را بيابند ، در هر وقت كه باشد ، بكشند .
پس على ، رضى اللّه عنه ، با أبوبكر ، رضى اللّه عنه ، برفت . و چون از وقوف فارغ شده بودند و به منى باز آمده بودند ، يوم النّحر كه عيد أضحى بود ، و أهل موسم در منى جمع آمده [ بودند ] ايشان را گفت :
[ أيّها النّاس ، إنّه ] لا يدخل الجنّة كافر ، و لا يحجّ بعد العام مشرك ، و لا يطوف بالبيت عريان ، و من كان له عند رسول اللّه عهد [ 3 ] فهو [ له ] إلى مدّته .
گفت : هيچ كافر روى بهشت نبيند ، و بعد از ان * هيچ كافر بحجّ نيايد ، و هيچ كس طواف خانه برهنه نكند ، و هر كه وى را [ 4 ] با پيغمبر ، عليه
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : كه فتح مكه در عهد ، و بر طبق روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] روا : و هم بدان مىبودند تا مدتى كه .
[ ( 3 - ) ] در اصل : له عهد عند رسوله .
[ ( 4 - ) ] در اصل : هر كه را وى ، و از مج متابعت شد .