تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠
به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و حكايت قرض پدران خود [ 1 ] در خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، باز گفتند و گفتند : يا رسول اللّه ، عروه چون از دنيا مىرفت * اوام بسيار داشت ، و بگوى تا از مال لات اوام [ 2 ] وى بگزارند . پس پيغمبر ، عليه السّلام ، بفرمود كه اوام عروه بگزاريد . آنگاه قارب نيز گفت [ 3 ] : يا رسول اللّه ، پدرم [ أسود [ 4 ] ] نيز اوام بسيار داشت ، از ان وى نيز بفرماى تا بگزارند . و سيّد ، عليه السّلام ، هم در فور گفت : وى كافر از دنيا رفت ، و اوام وى از مال أهل إسلام نشايد دادن [ 5 ] . قارب گفت : يا رسول اللّه ، اين صلتى است و تقرّبى كه با من مىفرمائى ، كه اوام [ وى [ 4 ] ] اين ساعت در گردن من است و تركه ، كه از ان وى مانده است ، وفا نمىكند . پس سيّد ، عليه السّلام ، اوام وى نيز بفرمود تا از مال لات و طاغيه باز دادند . و أبو سفيان بن حرب كه خال [ 6 ] أبو مليح بود پسر عروة بن مسعود ، و عروة بن مسعود خواهر أبو سفيان بن حرب در خانه داشت ، و بدين سبب ، چون لات را خراب كردند ، اوام عروة بن مسعود و برادرش أسود بن مسعود از مال لات بگزاردند .

حكايت حج كردن ابو بكر رضى اللّه عنه با مردم در سنهء تسع و فرود آمدن سورت براءت .

محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، از غزو تبوك باز گرديد و از إسلام قوم ثقيف فارغ شد ، بقيّت ماه رمضان و شوّال و ذو القعده گذشته بود . و در ماه
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : پدران وى ، و از ايا متابعت شد . [ ( 2 - ) ] روا : از مال لات و طاغيه اوام . [ ( 3 - ) ] روا : اوام وى بگزارند سيد گفت : شاهد . آنگه قارب گفت . [ ( 4 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 5 - ) ] روا : از مال مسلمانان نشاهد گزارد . [ ( 6 - ) ] روا : ابو سفيان خال .